توسعه صنعت مس با ابزارهای نوین مالی
معاملات آتی و گواهی سپرده کالایی، منجر به تنوع بخشی به ابزارهای مالی و منصفانهشدن قیمتها شده و به اقتصاد ملی کمک بسزایی میکند، همچنین معاملات نقدی و معاملات آینده را تنظیم و در کنار آن باعث شفافسازی و منصفانهشدن قیمتها در بازار میشود.
کیارش مهرانی معاون مالی-اقتصادی شرکت ملی صنایع مس ایران با بیان این مطلب در خصوص مزایای معاملات آتی و گواهی سپرده کالایی گفت: با توجه به اینکه شرکت مس قصد دارد در حوزه توسعه ابزارهای نوین مالی به کشور و بازار سرمایه کمک کند، بهعنوان یک صنعت پیشتاز با هماهنگی که با بورس کالا و شرکت سپردهگذاری مرکزی انجام داده و هدایت و حمایتی که وزارت صمت و ایمیدرو از این ابزار داشتهاند، اقدامات قابلتوجهی را انجام داده است. مهرانی با تاکید بر اینکه شرکت مس قصد دارد این بازار را در کشور توسعه دهد، افزود: با این کار به متنوعسازی ابزارهای سرمایهگذارانی که قصد دارند با استفاده از منابع مالی بلااستفاده یا منابع مالی که بخواهند بازدهی سریعتری داشته باشند، کمک بسزایی میشود.
معاون مالی-اقتصادی شرکت مس به محاسن این ابزار اشاره کرد و ادامه داد: معاملات آتی اساسا جزو ابزارهای مشتقه محسوب میشوند؛ ابزارهایی که پشتوانه آنها دارایی فیزیکی است و این دارایی فیزیکی مثل مس کاتدی است که شرکت ملی صنایع مس ایران روزانه اقدام به تولید آن کرده و با بالاترین کیفیت در بازارهای داخلی و جهانی عرضه میکند. به گفته وی آنچه مزیت ابزار های هج کردن ریسک معاملات آتی محسوب میشود این است که هر سه گروه تولیدکننده که به دنبال پوشش ریسکهای خود هستند که اصطلاحا گفته میشود «هجینگ» انجام میدهند یا کسانی که به دنبال موقعیتهای آربیتراژی هستند؛ بتوانند از تفاوت بین دو بازار سود بدون ریسک استفاده کنند و کسانی که به دنبال نوسانگیری و سفتهبازی هستند میتوانند از این ابزار استفاده کنند. مهرانی تاکید کرد: معاملات آتی بهعنوان یکی از معاملاتی است که تنظیمکننده بازارهای مالی و اقتصادی بهشمار میرود. او گفت: سرعت رشد بازارهای مالی از سرعت رشد بازارهای فیزیکی به دلیل پیشبینیهای رفتاری قابلیت پیشبینی دارند و سرعت عمل آن بازارها بیشتر است، بنابراین هر سه گروه میتوانند از این ابزار استفاده کنند. به گفته وی، امروزه بسیاری از سرمایهگذارانی که به دنبال تامین نیازهای مالی خود از محل مدلهای پوشش ریسک ارز هستند؛ میتوانند خود را در برابر پوشش ریسک ارز از طریق قراردادهای آتی مس «هج» کنند و اصطلاحا ریسک را پوشش دهند. مهرانی افزود: این مدلی که طراحی شده، قطعا به اقتصاد ملی کمک میکند و همچنین معاملات نقدی و معاملات آینده را تنظیم کرده و در کنار آن باعث شفافسازی و منصفانهشدن قیمتها در بازار میشود. معاون مالی-اقتصادی شرکت مس با بیان اینکه مس نسبت به سایر کالاها دارای ویژگیهای زیادی است، گفت: اولا قیمت مس، تابعی از قیمتهای جهانی است؛ یعنی بنگاههای بزرگ بینالمللی این کالا را تولید میکنند و به دلیل کمیابی معادن و موقعیتهای سختی که در تولید مس وجود دارد کالای ارزشمندی محسوب میشود و جزو کالاهای با ارزش افزوده بالا و دارای ارزش زیادی بهشمار میرود. وی اظهار کرد: از سوی دیگر مس کالای ارزی است و قیمت آن تابعی از نرخ ارز. بنابراین افرادی که بتوانند پیشبینی درستی از نرخ ارز و قیمتهای جهانی و شرایط داخلی و بینالمللی داشته باشند، بهخوبی میتوانند بهصورت مستمر از این ابزار برای مقاصد سهگانه استفاده کنند.
مهرانی همچنین از پشتیبانی وزارت صمت از شرکت ملی صنایع مس در مسیر توسعه ابزارهای نوین مالی در بازار اقتصادی، تقدیر و تشکر کرد و گفت: بهرغم اینکه در دورههای قبل همواره این موضوع بنا به دلایل متعددی عملیاتی نشده بود، اما امروز با موافقت و مساعدت وزارتخانههای صمت و اقتصاد این موضوع عملیاتی شد.
سازمان امور مالیاتی تصمیم لازم را بگیرد
معاون مالی- اقتصادی شرکت مس در ادامه به بررسی علل سرعت نگرفتن معاملات گواهی سپرده کالایی مس پرداخت و تصریح کرد: به دلیل اینکه هنوز مساله مالیاتی معاملات گواهی سپرده کالایی حل نشده است، سرعت نخواهد گرفت و باید آن را مانند سایر اوراق بهادار بازار سرمایه، معافیت مالیاتی دهند و طبق بند ۲۴ ماده ۱ قانون توسعه ابزارها و نهادهای مالی، باید این ابزار مالی از پرداخت مالیات مضاعف معاف شود. وی در ادامه افزود: به این دلیل که سازمان امور مالیاتی حذف مالیات ارزش افزوده را از معاملات گواهی سپرده کالایی نپذیرفته است و هر بار معامله این اوراق مشمول مالیات میشود، این گواهی سپرده کالایی در حال حاضر فاقد بازار ثانویه خواهد بود. دکتر مهرانی با اشاره به قانون مالیاتهای مستقیم بیان کرد: قانون مالیاتهای مستقیم (ماده ۱۴۳ مکرر) نیز به این معافیت اشاره دارد و تاکنون سازمان مالیاتی بخشنامهای بابت اصلاح مالیات ارزش افزوده به بورس کالا ابلاغ نکرده است. معاون مالی-اقتصادی شرکت مس ضمن ابراز امیدواری از ابلاغ بخشنامه موردنظر، گفت: امیدواریم این بخشنامه ابلاغ و گواهی سپرده کالایی مس دارای معاملات پیوسته شود.
کارکردها و مزایای قرارداد کشف پریمیوم از نگاه کارشناسان بازار سرمایه
با طرح وزارت صمت مبنی بر مدیریت هوشمند بازارهای کالایی، از هفته آینده قرارداد کشف پریمیوم بر روی محصولاتی چون مس کاتد، شمش بلوم و تختال در بورس کالای ایران عرضه می شود که این گزارش نظرات کارشناسان بازار سرمایه در خصوص کارکردها و مزایای قرارداد کشف پریمیوم را مرور می کنیم.
کمک به رونق تولید
به گزارش «کالاخبر»؛ سیروان امینی عضو هیات مدیره کارگزاری خبرگان سهام در خصوص این قرارداد گفت: امکان برنامه ریزی تولید، پوشش ریسک ناشی از نوسان احتمالی قیمت ها، تامین مالی و حل مشکل کمبود نقدینگی و در نهایت نظارت دقیق و شفافیت معاملاتی از جمله مزایای استفاده از قرارداد کشف پریمیوم در بورس کالا است.
وی گفت: قرارداد کشف پریمیوم می تواند برای کالاهای اساسی مختلف در بورس کالا اجرایی شود و برای مثال علاوه بر قیر و وکیوم باتوم، سنگ آهن و فلزات می تواند گزینه مناسبی برای ورود به این قراردادها باشد؛ استقبال شرکت ها از این دست ابزارهای مالی می توان به رونق تولید کمک ویژه ای کند.
گارانتی معامله گران
سارا مکتبی کارشناس بازار سرمایه نیز با بیان اینکه معاملات کشف پریمیوم برای محدود کردن ریسک قراردادهای بلندمدت برای خریدار و فروشنده کاربرد مطلوبی دارد، گفت: این قرارداد در شرایط امروز اقتصاد ایران به تولیدکنندگان و مصرف کنندگان اطمینان خاطر می دهد و نوعی گارانتی را برای معامله گران محصول فراهم می کند.
وی افزود: در این قرارداد فروشنده اطمینان پیدا می کند که تقاضای مورد نیاز برای محصولش وجود دارد و می ابزار های هج کردن ریسک تواند برای آینده برنامه ریزی کند و خریدار نیز از ضمانت لازم برای تحویل محصول مورد نیاز خود برخوردار می شود بنابراین می توان گفت این قرارداد بابت ریسک هایی که قابل پیش بینی نیست منعقد می شود.
مدیریت ریسک
ساناز صمدی تحلیلگر بازار سرمایه نیز معتقد است: قرارداد کشف پریمیوم در بورس کالا، راهکاری مفید برای هج کردن ریسک های متحمل بر مصرف کننده و تولیدکننده یک کالای خاص است.
وی با بیان اینکه قراردادهای کشف پریمیوم در بازه های زمانی طولانی تر کاربرد بیشتری دارد و با پوشش ریسک های احتمالی، آینده را برای دو طرف تضمین می کند گفت: در شرایطی که قیمت کالاها وابسته به بازارهای جهانی با نوسانات شدید ناشی از بروز هر التهابی است، ابزارهای مالی نوین می توانند به تولیدکننده و یا مصرف کننده کالاها در پوشش ریسک های ناشی از این نوسانات کمک کند. ضمن اینکه به کمک این ابزارها خریدار و فروشنده آن کالا می توانند با اطمینان بیشتری نسبت به برنامه ریزی برای تولید آتی خود اقدام کنند.
حذف سفته بازان
مهدی بیات منش کارشناس بازارهای کالایی هم در این باره می گوید: معاملات کشف پریمیوم که اولین تجربه جهانی استفاده از آن نیز به بورس فلزات لندن بر میگردد، راهکاری برای پوشش ریسکهای مربوط به نوسانات قیمتی و حذف سفته بازان از این بازار است.
وی افزود: مخاطب اصلی این قراردادها خریدار و فروشنده واقعی هستند که میتوانند خود را در مقابل ریسک ناشی از نوسان قیمت ها پوشش دهند که این موضوع به نفع بخش تولید است.
بیمه تولید
مهدی مهدوی یکی دیگر از کارشناسان بازارهای کالایی درباره قرارداد کشف پریمیوم گفت: از طریق قراردادهای بلندمدت امکان بیمه خریدار و فروشنده کالا در مقابل التهابات احتمالی در آینده بازارها فراهم می شود.
وی گفت: یک مزیت اصلی این گونه قراردادها نسبت به سایر قراردادها در آن است که در قرارداد کشف پریمیوم خریدار از رسیدن کالا و تامین به موقع مواد اولیه اطمینان خاطر دارد. حال آنکه در قراردادی مثل سلف، خریدار باید از وضعیت مالی خوبی برخوردار باشد تا جنس موردنظر را پیشخرید کند. در این روش همچنین امکان تضمین قیمت برای خریدار وجود دارد و راهکاری برای حل مشکل نقدینگی تولیدکنندگان است و می توان از تامین اعتبارات مالی بانک ها هم استفاده کرد.
پیش بینی آینده
محمد کفاش دیگر کارشناس بازار سرمایه گفت: معاملات کالاها در قالب قراردادهای کشف پریمیوم در بورس کالا راهکاری مناسب برای اطمینان فروشنده از فروش محصول در آینده و همچنین امکان برنامه ریزی خریدار این قراردادها برای تولید آتی است.
وی افزود: به کمک این قراردادها ضمن پوشش ریسک های ناشی از نوسانات قیمتی می توان آینده را هم برای خریدار و هم برای فروشنده تضمین کرد چراکه فروشنده از طریق این ابزار نه تنها فروش خود را تضمین کرده بلکه با کشف پریمیوم، در زمان انجام معامله نهایی قیمت محصول خود را نیز بیمه کند. در طرف دیگر خریدار قادر خواهد بود در کنار شفافیت معاملات، برنامه ریزی لازم را برای تامین مالی مورد نیاز، حمل و نقل و ذخیره مواد اولیه خریداری شده داشته باشد.
پوشش ریسک قیمتی
علی بخشنده دیگر کارشناس بازارهای کالایی با اشاره به اینکه ابزارهای معاملات سلف، نسیه و کشف پریمیوم از جمله ابزارهایی است که می توان در بورس کالا جهت پوشش ریسک نوسان قیمت به کار برده شوند، به بیان تعریفی از معاملات کشف پریمیوم پرداخت و گفت: کشف پریمیوم قراردادی است که قیمت انجام معامله براساس یک قیمت شاخص به علاوه یا کسر عددی موسوم به پریمیوم روی کالاهایی که قیمت آنها به شدت متاثر از قیمت جهانی است، برای تحویل در تاریخ های مشخص منعقد می گردد.
به گفته وی قطعا در بازار نزولی خریدار با خیال راحت به خرید خود ادامه می دهد و در بازار صعودی نیز فروشنده موجودی انبار محصول خود را با فرض رشد قیمت ها در آینده، احتکار نخواهد کرد، چرا که ریسک هر دو طرف پوشش داده خواهد شد.
تامین مواد اولیه
محمدرضا اسلامی تحلیلگر بازارهای کالایی معتقد است این نوع قراردادها یک مدل تعهد دو جانبه محسوب می شود که براساس فرمولی توافقی در میان مدت و یا بلند مدت در خصوص قیمت نهایی کالا در زمان تحویل معین شکل می گیرد.
وی با بیان ایکه قراردادهای بلند مدت راهکاری برای پوشش ریسک نوسان قیمت هاست، مهم ترین مزایای اینگونه قراردادها را چنین برشمرد: تضمین ایفای تعهدات طرفین، تسریع در فرآیند تحویل کالا از انبارهای مختلف و ایجاد فضای شفاف و رقابتی برای خریداران و فروشندگان ازجمله مهم ترین مزایای این روش معاملاتی است. همچنین امکان تعریف تسویه چند مرحله ای بر روی قراردادهای کشف پریمیوم و امکان برنامه ریزی مدون تأمین مواد اولیه برای صنایع پایین دستی نیز از دیگر مزایای این ابزار معاملاتی است.
طرح ویژه وزارت صمت
چهارشنبه هفته پیش رو ۲۶ آبان ماه ۳۰ هزار تن مس کاتد از سوی شرکت ملی صنایع مس ایران در قالب ۱۲ قرارداد کشف پریمیوم روی تابلوی معاملات بورس کالا می رود و تاریخ معامله نهایی قراردادها از ۶ دی ماه تا ۲۳ اسفندماه سال ۱۴۰۰ ادامه دارد.
براساس اطلاعیه عرضه کشف پریمیوم مس کاتد در هر ماه از دی تا اسفند، ۴ قرارداد ۲۵۰۰ تنی نهایی و تحویل می شود.
همچنین تاریخ تحویل اولین قرارداد کشف پریمیوم مس کاتد، ۱۴ دی ماه سال جاری اعلام شده و تحویل در سایر قراردادها به ترتیب تا ۲۸ اسفند ماه امسال ادامه می یابد.
همچنین در این روز ۱۲۰ هزار تن شمش بلوم شرکت معدنی و صنعتی چادرملو و ۴۸ هزار تن شمش بلوم شرکت جهان فولاد سیرجان هر یک در قالب ۱۲ قرارداد کشف پریمیوم در بورس کالای ایران عرضه می شود و تاریخ معامله نهایی این قراردادها نیز همچون مس کاتد از ۶ دی ماه تا ۲۳ اسفند ماه سال ۱۴۰۰ ادامه دارد.
براساس اطلاعیه عرضه کشف پریمیوم شمش بلوم، در هر ماه از دی تا اسفند، ۴ قرارداد ۱۰ هزار تنی مربوط به شرکت معدنی و صنعتی چادرملو و ۴ قرارداد ۴ هزار تنی متعلق به شرکت جهان فولاد سیرجان نهایی و تحویل می شود.
همچنین تاریخ تحویل اولین قرارداد کشف پریمیوم شمش فولاد شرکت جهان فولاد سیرجان، ۱۱ دی ماه سال جاری اعلام شده و تحویل در سایر قراردادها به ترتیب تا ۲۸ اسفند ماه امسال ادامه می یابد. در معاملات چادرملو تاریخ تحویل اولین قرارداد کشف پریمیوم ۱۴ دی ماه و تحویل در سایر قراردادها به ترتیب تا ۲۸ اسفند ماه ادامه می یابد.
علاوه بر این ۶۰ هزار تن تختال C شرکت فولاد هرمزگان در قالب ۳ قرارداد کشف پریمیوم روی تابلوی معاملات بورس کالا می رود و تاریخ معامله نهایی قراردادها ۲۱ دی ماه، ۱۲ بهمن ماه و ۱۷ اسفندماه سال ۱۴۰۰ است.
براساس اطلاعیه عرضه کشف پریمیوم تختال، در هر ماه از دی تا اسفند، یک قرارداد ۲۰ هزار تنی نهایی و تحویل می شود.
همچنین تاریخ تحویل اولین قرارداد کشف پریمیوم تختال، ۲۱ بهمن ماه سال جاری اعلام شده و تحویل در سایر قراردادها به ترتیب ۱۲ اسفند ماه امسال و ۱۷ فروردین ماه سال ۱۴۰۱ خواهد بود.
نوع تسویه معاملات به دو صورت نقدی و اعتباری بوده و مهلت تسویه کشف پریمیوم ۳ روز کاری بعد از معامله نهایی اعلام شده است. فرمول محاسبه قیمت پایانی، قیمت مبنا به اضافه پریمیوم خواهد بود. مرجع قیمت مبنا در معاملات مس کاتد میانگین موزون هفتگی معاملات ۳ هفته آخر مس کاتد در بورس کالا قبل از معامله نهایی در نظر گرفته شده است. همچنین مرجع قیمت مبنا در معاملات شمش بلوم، میانگین موزون هفتگی معاملات سه هفته آخر شمش بلوم در بورس کالا قبل از معامله نهایی در نظر گرفته شده است. علاوه بر این مرجع قیمت مبنا در معاملات تختال میانگین موزون معاملات ۳ هفته آخر گروه تختال در بورس کالا قبل از معامله نهایی در نظر گرفته شده است.
شرایط پیش پرداخت خریداران
گفتنی است، در این معاملات خریداران ۶ درصد ارزش علی الحساب تقریبی بهای تقریبی قرارداد کشف پریمیوم را به عنوان پیش پرداخت باید نزد اتاق پایاپای به عنوان تضمین تودیع کنند.
تودیع این تضمین یا به صورت وجه نقد و از طریق حساب وکالتی بوده یا از طریق واریز وجه نقد به حساب تضامین اتاق پایاپای است و یا اینکه از طریق ارائه ضمانت نامه حسن انجام تعهدات به میزان همان ۶ درصد به ذی نفعی شرکت بورس کالای ایران خواهد بود.
علاوه بر این اشاره به این نکته ضروری است که عرضه کنندگانی که قبلا جهت عرضه تضامینی را به اتاق پایاپای ارائه کرده باشند از مانده تضامین آزاد می توانند جهت این پیش پرداخت استفاده کنند.
پوزیشن هج کردن یا هجینگ چیست؟
هج کردن نوعی استراتژی واسه پوشش ریسک میباشد. Hedging به معنی پوشش دادن و مصونیت بخشی از چیزی بهکار میرود.
صندوق پوشش ریسک یه نوع ساختار سرمایهگذاری میباشد که سرمایهگذاران کلان داراییهای خود را در آن سرمایهگذاری کرده و از تکنیکهای مختلف سود به دست میارند.
هج کردن را میتوان یک نوع تکنیک پوشش ریسک نام برد Hedging اقدامی است که واسه کم شدن ریسک سرمایهگذاری انجام میشود.
مثلاً بیت کوین هج کردن بهمعنی فروش بیت کوین برای کم شدن ریسک هولد کردن اون هست. در حالت خوب با این عمل سود خود را زیاد کرده یا به حداکثر میرسانید. سودی که با استراتژی هج کردن بهدست میارید نسبت به زمانی که بدون پوشش ریسک عمل میکنیند کمتر باشه بهتر است.
کاربرد هج کردن
هج کردن حالتی واسه به دست آوردن سود در زمانی است که تغییر کردن احتمالی که خیلیم خوب نیست تو قیمت دارایی پیشبینی میشود و شما مجبورین که از شانس دستیبابی به سودهای زیاد بیشتر واسه حفظ سرمانه الانتون چشم ببندیند.
هج کردن به دلایلی در معاملهها نیاز میباشد از جمله:
- محافظت از دارایی برای جلوگیری از ضررهای بزرگ
- محافظت از سود
اصول هج کردن
بستن کامل یا کاهش اندازه آن گزینه مطمئنتری است اگه در مورد پوزیشنتان نگران میباشید. ولی اگر بخواهید سرمایه خودتان را حفظ کنید و سودی قابل رضایت بگیرید هج کردن روش مناسبی میباشد.
تریدر باید حالت را باز کنه که برعکس پوزیشن فعلی آن باشد. مثلاً اگه زیاد کردن قیمت رو پیشبینی میکنید باید تو موقعیت خرید یا لانگ باشید.
تریدرها و سرمایهگذارها برای مشخص کردن یکپارچگی بازار سرعت معامله و قدرت نقدشدن سرمایه نقدینگی ارزهای دیجیتال جدید را بررسی میکنند.
مهم بودن این کار تو معامله سرمایه تو سریعترین زمان ممکن و بدون لغزش یا Slippage هست.
یکی از بهترین تکنیکهای مدیریت سرمایه که تنوعبخشی به پرتفولیو میباشد.
میتوانید پوزیشنهای متنوع را واسه بیت کوین, اتریوم ,Link و بقیه توکنهایی که در بازاره باز کرد تا سبد مختلف داشته باشید.
استراتژی های هج کردن
۱- فروش Short Selling
فروش استقراضی یه مدل تکنیک معاملاتی میباشد.
معاملهکننده در این استراتژی پیشبینی میکند که قیمت سرمایه خود قراره کم شود.
به همین علت آن را قرض میگیرد تا بفروشد. بعد با قیمت کمتر سرمایه را دوباره میخرد و بعلاوه اینکه قرضشو پرداخت میکند از اختلاف قیمت فعلی هم سود میکند.
۲- معاملات آتی در هج کردن
قراردادهای آتی فیوچرز قسمتی از ابزارهای معاملاتی میباشند که معاملههای مشتقات شناخته میشوند.
اصطلاح قرارداد آتی به توافقی برای خرید یا فروش سرمایه در تاریخ مشخص در یک قیمت مشخص اشاره میکند.
چون بازار ثانویه موجود میباشد قراردادهای آتی را میتوان قبل از تاریخ توافق شده فروخت.
چون نوسانهای رمزارزهای اکثر تریدرها زمانی که قیمتها پایین میباشدخرید میکنند و زمانی که قیمتها بالا میباشد میفروشند.
باز هم اینطور خرید و فروشها میتوانند باعث شوند که سرمایهگذارها سود احتمالی خود را از دست بدهند.
معاملههای رمزارزها به شما این امکان رو میدهند که پوزیشن یا حالت خودتان را در تاریخ مشخصی حفظ میکند و با این کار سود احتمالی به دست آمده از سرمایهگذاری را به بالاترین حالت ممکن برسانید.
۳- قراردادهای دائمی
قراردادهای دائمی یک نوع از معامله مشتقات میباشند که این امکان وجود دارد که ارزش یک دارایی پایه را بدون تعیین تاریخ خرید یا فروش کنید.
شما انتخاب کننده این هستید ابزار های هج کردن ریسک که چه موقع وارد یا خارج شوید. , قراردادهای دائمی قدرت خرید زیادی به کمک معامله های لوریج دار را نسبت به معاملههای اسپات به شما عرضه میکند. چون میتوانید بهتر از بازار نوسانگیری کنید.
۴- معاملات آپشن
آپشن یک نوع دیگه از معاملههای مشتقات تو کریپتو میباشند. تریدرها این حق را دارند که سرمایه اصلی رو با قیمت خاص قبل از یک تاریخ مشخص بخرند یا بفروشند.
ولی این کار اجباری نیست میتوانید از معاملهی آپشن مثل راهی واسه محدود کردن ضرر در بازارهای نزولی استفاده کنید.
مفهوم Fully Hedged
واژه Fully Hedged در معامله های ارز دیجیتال بهمعنی این است که تریدر بهصورت همزمان پوزیشن شورت و لانگ باز کرده معاملهگرها این کار را زمانی انجام میدهند که پیشبینی مسیر حرکت قیمت خیلی سخت باشد.
مزایای هج کردن
- استفاده از ابزارهای مشتقات مثل معامله آتی به سرمایهگذارها و معاملهگرها امکان میدهد تا ریسک را کم کند.
- این استراتژی یه روش خیلی موثر واسه کسب سود رضایت بخش هست.
- تاثیر نوسان های قیمت به پرتفولیوی تریدر را کم میکند .
- هج کردن بینش جدیدی را در مورد تحرکات بازار درست میکند.
- آسان بودن شروع و استفاده از این استراتژی
- واسه ارز های دیجیتال زیادی میتوانید از این استراتژی استفاده کنید.
معایب هج کردن
- محدود کردن اندازه سود احتمالی
- رصد کردن بازار در این استراتژی
- غیر مفید برای استراتژی کوتاهمدت
- از آنجایی که برای هج کردن باید یک پوزیشن دیگر باز کنید اسپرد اختلاف قیمت بین بالاترین قیمت خرید و پایینترین قیمت فروش از هر دو معامله به دست بیاد . اگه بازار بدون تغییر باشد اجرای معامله Hedge زیاد لازم نیست و اسپرد بیشتری کم میشود .
برای اطلاع از سایر معاملات مشابه به سایت آکادمی مالی مسعود مراجعه کنید.
صندوق پوشش ریسک (hedge fund) چیست؟
اگر خبرهای دنیای بورس، اقتصاد و امور مالی را دنبال میکنید، حتما نام صندوق پوشش ریسک یا «هج فاند» را شنیدهاید. اما تعریف دقیق صندوق پوشش ریسک چیست و نحوه عملکرد آن چگونه است؟ در ادامه با ارزمارکت همراه باشید تا با مزایا و معایب صندوق پوشش ریسک و ریسکهای احتمالی آن آشنا شوید و در انتها هم به صندوق پوشش ریسک در دنیای ارزهای دیجیتال میپردازیم.
صندوق پوشش ریسک چیست؟
به زبان ساده، صندوقهای پوشش ریسک را میتوان نوعی شرکت خصوصی دانست که سرمایهگذاران بزرگ پولشان را در اختیار آن قرار میدهند تا در موقعیتهای مختلف سرمایهگذاری شود. این شرکتها استراتژیهای مختلفی را به منظور سودآوری به کار میگیرند.
باید بدانیم که صندوق پوشش ریسک نوع خاصی از سرمایهگذاری نیست، بلکه یک ساختار سرمایهگذاری مشترک است که توسط یک شرکت «مدیریت مالی» یا «مشاور سرمایهگذاری» ایجاد شده و به سرمایهگذاران خود امکان حضور در طیف وسیعتری از موقعیتهای تجاری و سرمایهگذاری را میدهد.
این صندوقها توسط افراد حرفهای و با تجربه در سرمایهگذاری اداره میشوند. در واقع میتوان گفت کار این نوع شرکتها این است که موقعیتهایی برای سرمایه گذاری پیدا کنند که ریسک بالایی دارند اما در صورت سودآور بودن، سودی قابلتوجهی به سرمایهگذاران میرسانند. این موقعیتهای سرمایهگذاری به تحقیق و بررسی زیادی نیاز دارند و شاید تا حد زیادی به اطلاعاتی حیاتی وابسته باشند که بهراحتی در دسترس همگان قرار نمیگیرد، بههمین خاطر است که اشاره کردیم افراد حرفهای در سرمایهگذاری چنین شرکتهایی را اداره میکنند.
صندوقهای پوشش ریسک که با نام صندوقهای پوششی نیز شناخته میشوند، شرکتهای خصوصی «مشارکت محدود» یا «مسئولیت محدود» هستند که پذیرای تعداد محدودی از سرمایهگذاران و نهادهای معتبرند و برای مشارکت در آنها باید حداقل سرمایهی اولیه قابل توجهی داشت. این سرمایهگذاران عموماً سازمانهایی مثل صندوقهای بازنشستگی، شرکتهای بیمه و یا افراد بسیار متمول هستند.
سرمایهگذاریها در صندوقهای پوششی «غیرنقدشونده» هستند، به این معنی که سرمایهگذاران باید تا مدتی مشخص (مثلا حداقل یک سال) پول خود را در صندوق نگه دارند، که این زمان به عنوان دوره توقیف شناخته میشود. برداشت تنها در بازههای زمانی خاص مثلا هر سه ماه یک بار و یا هر دو سال یک بار امکانپذیر است.
انتخاب اصطلاح صندوق پوشش ریسک برای نام این شرکتها دلیلی تاریخی دارد و از موقعیتهای خرید و فروش استقراضی گرفته شده است. چرا که اولین صندوق، برای پوشش ریسک معاملات اهرمی و مارجین در بازار نزولی مورد استفاده قرار گرفته بود. با گذشت زمان انواع و ماهیت مفهوم پوشش ریسک گسترش یافت و به این ترتیب در انواع مختلف سرمایهگذاری مورد استفاده قرار گرفت. امروزه، صندوقهای پوششی با استفاده از ابزارهای مالی و تکنیکهای مدیریت ریسک، در طیف وسیعی از بازارها و استراتژیها فعالیت میکنند.
هدف اکثر استراتژیهای سرمایهگذاری، کسب بازدهی مثبت چه در شرایط رکود و چه در شرایط رونق بازار است. مدیران پوشش سرمایه عموماً پول خودشان را در سرمایهای که وظیفه مدیریتش را بر عهده دارند سرمایهگذاری میکنند، و این موجب میشود هدف مدیران و باقی سرمایه گذاران در یک مسیر قرار گیرد.
ویژگیهای صندوق پوشش ریسک
صندوقهای پوشش ریسک، صندوقهای سرمایهگذاری هستند که از جهات زیر با صندوقهای سرمایهگذاری سنتی متفاتند:
۱. تنها برای سرمایهگذاران مورد اطمینان و واجد شرایط در دسترس هستند
صندوقهای پوشش ریسک مجازند که فقط از سرمایهگذاران و اشخاص واجد شرایط به شرط دارا بودن استانداردهای زیر پول دریافت کنند. مثلا در ایالات متحده داشتن یکی از شرایط زیر برای سرمایهگذار الزامی است.
- داشتن درآمد سالانه بالغ بر ۲۰۰,۰۰۰ دلار طی دو سال گذشته و تضمین حفظ درآمد در این سطح در آینده. برای افراد متاهل این مبلغ برابر با ۳۰۰,۰۰۰ دلار است.
- ارزش دارایی خالص شخصی به غیر ارزش خانه محل اقامت فرد سرمایهگذار بیشتر از ۱ میلیون دلار باشد.
- مدیر اجرایی، شریک، متصدی و یا یک فرد واجد شرایط دیگری که خودش به صندوق پوشش ریسک وابسته باشد.
به این ترتیب کمیسیون بورس و اوراق بهادار آمریکا (SEC) سرمایهگذارانی که توانایی کنترل و مدیریت خطرات احتمالی ناشی از سرمایهگذاری گستردهتر را دارند، واجد شرایط و مناسب تشخیص میدهد. سرمایهگذاران نهادی، ۶۵ درصد از سرمایه سرمایهگذاری شده در صندوقهای پوشش ریسک را تشکیل میدهند.
۲. گزینههای سرمایهگذاری گستردهتری نسبت به دیگر صندوقها ارائه میدهند
اساسا، صندوق پوشش ریسک میتواند در هر چیزی مانند، زمین، املاک و مستغلات، سهام، فروش استقراضی و مشتقه پچیده، قراردادهای آتی و ارزها سرمایهگذاری کند. در حالی که صندوقهای مشترک (Mutual Funds) تنها محدود به فعالیت در زمینه سهام و اوراق قرضه هستند.
ابزارهای مالی مشتقه به مدیران صندوقهای پوششی این امکان را میدهد که حتی زمانی که بازار سهام در رکود است نیز سودآوری داشته باشند. آنها اغلب اهرم استفاده میکنند. صندوقهای پوشش ریسک غالبا از معاملات مارجین و وجوه قرضگرفته شده برای افزایش سود خود استفاده میکنند.
۳. ساختار کارمزد ۲ درصدی
صندوقهای پوشش ریسک، ضریب هزینه و کارمزد عملکرد را با هم دریافت میکنند. این ساختار کارمزد به عنوان «دو و بیست» شناخته میشود. دریافت ۲ درصد به عنوان کارمزد مدیریت دارایی و ۲۰ درصد از هر سودی که به دست میآید.
البته این شرکتها به خاطر دریافت آن ۲ درصد مورد انتقاد قرار میگیرند؛ چرا که فارغ از کسب سود و یا ضرر این مبلغ را دریافت میکنند. فرض کنید، صندوقی که ۱ میلیارد دلار جذب سرمایه داشت است، بدون اینکه کاری انجام دهد سالانه ۲۰ میلیون دلار به جیب میزند.
۴. نظارت چندانی روی آنها وجود ندارد
نهادهای ناظر بر بازار سرمایه در کشورهای مختلف بر روی فعالیتهای صندوقهای سرمایهگذاری نظارتهای شدیدی اعمال مینمایند، در حالی که صندوقهای پوشش ریسک شامل هیچ یک از قوانین و مقررات نظارت بر نهادهای سرمایهگذاری بازار سرمایه نمیشوند و دربهایشان کاملا بر روی هر گونه بازرسی توسط دولت و یا هر سازمان ناظر بر بازار سرمایه بسته است و لذا در اختفای کامل به فعالیتهای خود مشغولند. با این حال این بدان معنا نیست که نهادهای نظارتی اجازه کلاهبرداری به این صندوقها بدهند. منظور از عدم نظارت این است که صندوقهای پوششی میتوانند پول را به هر روشی که بخواهند سرمایهگذاری کنند. صندوقهای پوشش ریسک قدرت بالایی در جذب اعتبار دارند و ضریب بالایی در جذب اعتبار از موسسات مالی و بانکها دارند. این شرکتها عملا با چند برابر سرمایه خود وارد میدان تجارت میشوند.
راهبردهای سرمایهگذاری صندوق پوشش ریسک
عمده تفاوت صندوقهای پوشش ریسک با صندوقهای سرمایهگذاری سنتی، اختیار عمل این صندوقها در راهبردهای سرمایهگذاری است. از جمله راهبردهای سرمایهگذاری که صندوقهای پوششی از آنها استفاده میکنند، عبارتند از:
۱- فروش استقراضی؛ به معنای فروش سهامی است که در مالکیت صندوق نیست. در این روش صندوق با پیشبینی تغییر قیمت در آینده، سهامی را که در مالکیت فرد دیگری است قرض میگیرد تا از طریق معاملهی آن در بازار از نوسان قیمت بهره ببرد.
۲- استفاده از آربیتراژ؛ استفاده از اختلاف قیمت در بازارهای مختلف
۳- استفاده از ابزارهای مالی مشتقه نظیر اختیار معامله و قراردادهای آتی
۴- سرمایهگذاری در اوراق بهاداری که کمتر از حد ارزشگذاری شده باشد یا مطلوب همگان نباشد و یا اوراق بهادار تنزیل شده شرکتها
۵- تلاش برای استفاده از مزایای شکاف بین قیمت جاری بازار و قیمت واقعی سهام
۶- سرمایهگذاری در بازارهای نوظهور؛ سرمایهگذاری روی سهام یا وام بازارهای نوظهور که مستعد تورم بالا و یا رشد نوسانی هستند.
خطرات صندوق پوشش ریسک
بنا به دلایلی که در بالا به آنها اشاره شد، یعنی امکان سرمایهگذاری در کسب و کارهای متنوعتر و عدم وجود قوانین دست و پا گیر، سرمایهگذاری در صندوقهای پوشش ریسک با کسب سود بیشتری همراه است. اما باید بدانید که این گستردگی ممکن است مخاطرهآمیز نیز باشد.
برخی از معروفترین نمونههای شکستهای اقتصادی در ارتباط با صندوقهای پوشش ریسک بوده است. با این حال، این انعطافپذیری صندوقهای پوشش ریسک باعث شده که برخی از مستعدترین مدیران مالی سودهای بلند مدت فوقالعادهای کسب کنند.
ذکر این نکته ضروری است که «پوشش ریسک» در واقع تلاش برای کاهش ریسک است، اما امروزه هدف اکثر صندوقهای پوششی، بیشینه کردن سود حاصل از سرمایهگذاری است. بنابراین تصور این که کاربرد این شرکتها تنها پوشش ریسک است صحیح نیست.
در واقع مدیران صندوقهای پوششی، سرمایهگذاریهای پر مخاطره انجام میدهند که نسبت به سایر سرمایهگذاریهای ریسک بیشتری به همراه دارد. دقیقا همین ریسک است که سرمایهگذاران زیادی با عقیده «ریسک بیشتر منجر به سود بیشتر میشود» را به این شرکتها جذب میکند.
برخی از خطرات صندوق پوشش ریسک عبارتند از:
اثر اهرم: علاوه بر پولی که سرمایهگذاران در صندوقهای پوشش ریسک سرمایهگذاری میکنند، این صندوقها اقدام به استقراض پول از بانکها و نهادهای مالی میکنند. به عنوان مثال مطابق قوانین آمریکا صندوقهای پوشش ریسک میتوانند به ازای هر ۱ دلار جذب سرمایه، ۹ دلار از بانکها یا سایر نهادهای مالی قرض نمایند. تحت این شرایط یک زیان ۱۰ درصدی معادل با از دست دادن کل سرمایه صندوق خواهد بود. استفاده از اهرم و یا پول قرضگرفتهشده، میتواند خسارت کوچک را به یک ضرر بزرگ تبدیل کند.
استقبال از داراییهای ریسکپذیر: این صندوقها ذاتا به دنبال سرمایهگذاریهای پرریسکتر و با بازده بیشتر هستند.
عدم شفافیت کامل: استراتژیهای معاملات، متنوعسازی سبد دارایی یا پورتفولیو و دیگر تصمیمهای صندوق به صورت شفاف برای سرمایهگذاران اطلاعرسانی نمیشود.
کمبود نظارت: تشکیل و فعالیت صندوق پوشش ریسک مشروط به داشتن نظارت بر روی امور مالی آن نیست بنابراین بسیاری از آنها ریسکهای ساختاری پنهان دارند.
صندوق پوشش ریسک در ارز دیجیتال
رشد شدید بیت کوین و دیگر ارزهای دیجیتال در سالهای اخیر، آنها را در چشم سرمایهگذاران مشروع و موجه جلوه داده و آنها را به سمت خود جذب کرده است. اما همانطور که میدانید سرمایهگذاری در ارزهای دیجیتال با ریسک همراه است. چرا که تنها یک دهه از ارائه این مفهوم و ورود این نوع از ارز به دنیا میگذرد و همانند ارزهای فیات توسط دولتها پشتیبانی نمیشوند.
اما این بدان معنا نیست که سرمایهگذاری در ارز دیجیتال موجب خسارت میشود و هیچ سودی عاید شما نخواهد شد. بسیاری از افراد با سرمایهگذاری در ارزهای دیجیتال و اتخاذ استراتژیهای درست در خرید و فروش آنها، سود قابل توجهی از این طریق به دست میآورند و این چیزی است که سرمایهگذاران صندوقهای پوشش ریسک را جذب میکند.
صندوقهای بزرگ و تاثیرگذار، عملکرد بیت کوین که نسبت به داراییهایی مثل طلا و ارزهای فیات حجم سرمایه کمی دارد را میبینند و علاوه بر این از علاقه و تقاضای مردم به سرمایهگذاری در آن نیز آگاهند.
این صندوقها با دو دیدگاه کاملا متضاد نگرانی و قدردانی به پیشرفتهای جامعه ارز دیجیتال مینگرند. چرا که ارزهای دیجیتال هم میتوانند رقیبی برای این صندوقها به شمار آیند و هم اینکه فرصتی مناسب برای کسب سود بالا برای این صندوقها باشند.
صندوق پوششی در ارز دیجیتال همانند یک صندوق پوشش ریسک معمولی است که یک پورتفولیوی شامل ارز دیجیتال را مدیریت میکند. در حال حاضر، دو نوع صندوق پوشش ریسک ارز دیجیتال وجود دارد:
- صندوقهایی که منحصرا ارز دیجیتال را مدیریت میکنند.
- صندوقهایی که در سبد داراییشان علاوه بر داراییهای دیگر، ارز دیجیتال هم دارند.
در هر دو حالت، صندوق پوشش ریسک ارز دیجیتال به دنبال یک موقعیت مناسب برای به حداکثر رساندن سود است؛ در نتیجه آنها مدام در ICOها یا ارزهای دیجیتال مطرح سرمایهگذاری میکنند و در زمان مناسب خرید و فروش را انجام میدهند.
همانطور که پیشتر گفته شد؛ این موقعیتهای سرمایهگذاری توسط سرمایهگذاران متخصص و خبره مدیریت، تعادلبخشی و تجزیه و تحلیل میشوند. در واقع صندوق پوشش ریسک یک موقعیت برد-برد را هم برای سرمایهگذار و هم برای متخصصانی که وظیفه مدیریت این دارایی را بر عهده دارند، رقم میزند.
انفجار قیمت ارزهای دیجیتال در سال ۲۰۱۷، سبب شد که ایده میلیونر شدن در کوتاه مدت و بدون زحمت در سر بسیاری از افراد قوت بگیرد و تعداد افراد علاقهمند برای ورود به این فضا افزایش یابد.
این اتفاق رشد تعداد صندوقهای پوشش ریسک ارز دیجیتال را توجیه میکند. برخی از شناختهشدهترین شرکتهای سرمایهگذاری و صندوق پوشش ریسک ارز دیجیتال عبارتند از؛ پانترا کپیتال (Pantera Capital)، کوین کپیتال (Coin Capital)، بلکمون (Blackmoon) و بیتاسپرد (BitSpread).
ذکر این نکته ضروری است که ارز دیجیتال به اندازه کافی نوسانی و خطرپذیر هستند، با سرمایهگذاری در صندوق پوششی شما در واقع ریسک خود را دو برابر کردهاید. چرا که همانطور که پیشتر نیز اشاره شد، ریسک صندوقهای پوشش ریسک نیز بسیار بالاست و از دید برخیها حتی به قمار تشبیه شده است.
زمانی که قصد سرمایهگذاری در صندوق پوشش ریسک ارز دیجیتال را دارید، باید پیش از آن در رابطه با اعتبار صندوق و مدیرهای آن تحقیقات کاملی انجام دهید. به یاد داشته باشید که آینده مالی شما به دانش و توانایی این افراد در بازار مالی بستگی دارد.
جمعبندی
طبق تمام این توضیحات، صندوق پوششی نوعی صندوق سرمایهگذاری است که سرمایهگذاران بزرگ و واجد شرایط، پول خود را در آن میگذارند و این پول در انواع داراییها و بازارهای مالی سرمایهگذاری میشود. تفاوت صندوق پوششی با صندوقهای سرمایهگذاری سنتی در یک سری جزئیات خاص مثل شرایط سرمایهگذاری، راهبردها، ریسکها و نظارت نهادهای قانونگذار دیده میشود.
ابزار های هج کردن ریسک
دنیای اقتصاد : چهره بورس در سال1410 یعنی 10سال دیگر موضوع بحث کارشناسان بورسی در یک گفت وگوی زنده اینستاگرامی بود. کارشناسانی که با اذعان به کاستی های امروز بازار سرمایه همچون محدودیت های معاملاتی، دخالت های دستوری، حکمرانی غیراصولی دولت، جعبه ابزار ناقص و البته عدم تعاملات بین المللی اظهار امیدواری کردند که تا 10سال دیگر چهره بورسی که در آن زمان 64ساله می شود، با رفع این کاستی ها آراسته شود. موضوعاتی که چالش های بسیاری برای فعالان بورسی ایجاد کرده و در برش های زمانی مختلف ابرنوسان های صعودی و نزولی را رقم زده است. با رفع این چالش ها، بورس تازه به حداقل هایی دست می یابد که سال هاست در بورس های جهانی وجود دارد و حتی از الزامات بازارها به شمار می رود. با این حال کارشناسان تاکید می کنند دستیابی بازار سرمایه به همین حداقل ها نیز نیازمند ثبات اقتصادی و بازگشت به ریل صحیح سیاستگذاری است؛ چراکه در صورت حکمفرمایی نابازار در اقتصاد و عدم پیروی از اصول اقتصاد آزاد نمی توان انتظار یک بازار سرمایه کارآ و مولد را داشت.
چشم انداز بورس در سال 1410 موضوعی بود که طی گفت وگویی با سه تن از کارشناسان و خبرگان بازار سرمایه مورد پرسش قرار گرفت. در این گفت وگوی زنده اینستاگرامی که با هدایت نیما آزادی، تحلیگر و مدرس بازارهای مالی انجام شد، سعید اسلامی بیدگلی (دبیرکل کانون نهادهای سرمایه گذاری ایران)، حمیدرضا دانش کاظمی (عضو شورای عالی بورس و اوراق بهادار) و بهنام بهزادفر (تحلیلگر و مدرس بازار سرمایه) حضور داشتند و به بررسی شرایط بازار سرمایه در 10 سال آینده پرداختند. وضعیت ریزساختارها، ابزارهای معاملاتی، تکنولوژی، نهادهای مالی، روند بازار و سرمایه گذار خارجی تنها بخشی از مباحث مطرح شده در این گفت وگوی زنده اینستاگرامی بود.
نیما آزادی: ما در سال 1399 در فراخوان بزرگی، حجم قابل توجهی از هم وطنان را به بازار آوردیم اما از ظرفیت موجود به بدترین شکل ممکن استفاده شد. ما در بورس تهران صرفا می توانیم در جهت رشد قیمت ها سود کسب کنیم و در جهت افت سهامدار تشویق به خویشتنداری می شود. ما در این زمینه چه کارهایی کردیم؟ به ویژه درخصوص ETFها چه اقداماتی انجام شده است؟
سعید اسلامی بیدگلی: در سال 99 طیف وسیعی از مردم به بازار سرمایه وارد شدند و با ورود برخی ETFها این شائبه به وجود آمد که دولت دست به نوعی تامین مالی از این بازار زده است، بدون آنکه مالکیت آن نهادها را رها کند. موضوع یک طرفه بودن بازار سهام ایران اما موضوعی کلیدی است که نیاز به بحث و گفت وگوی بیشتری دارد. یکی از چالش های ما در بازار ایران کمبود ابزارهای معاملاتی است. عمده ابزارهای ما بر روی سهام است و هرچند طی سال های اخیر اوراق مشتقه را نیز گسترش دادیم اما هنوز از حجم معاملاتی ناچیزی برخوردارند. بسیاری از انواع مختلف فاندها وجود ندارد و در زمینه ابزارهای پوشش ریسک نیز ضعف های کلیدی دیده می شود. اما برای اینکه بدانیم در 10 سال آینده چه بورسی را شاهد خواهیم بود باید چشم انداز خود از زیرساخت ها، ریزساختارها، نهادها و ابزارهای مالی و بین المللی شدن بازار سرمایه را بیان کنیم. البته میان حالت بهینه و مطلوب و اینکه چه اتفاقی می تواند بیفتد اختلاف وجود دارد. اگرچه می پذیریم بورس ایران به دلایل مختلفی دارای توسعه یافتگی کاملی نیست که مهم ترین دلیل آن نظام حکمرانی بر اقتصاد ایران و وجود نهادهای ضدبازار است، اما ظرفیت توسعه ابزارها و نهادها وجود دارد. مهم ترین این ابزارها، یک ابزارهایی است که بازار را دوطرفه کرده و دوم ابزارهای کنترل ریسک. به نظر می رسد تا حدی زیرساخت های قانونی برای اجرایی شدن این ابزار نیز فراهم شده است. درخصوص ETFها اما بحث فراتر از این است. ما سال گذشته در نامه ای شفاف از طرف کانون نهادهای سرمایه گذاری، آسیب ایجاد این گونه ETF را برای دولت شرح دادیم اما متاسفانه به بخش هایی از این صحبت های توجه جدی نشد. امروز باید به دنبال راهکارهایی برای نقایص ایجاد شده طی سال های 98 تا 1400 باشیم.
نیما آزادی: آقای دانش کاظمی، ما عملا ابزاری برای پوشش ریسک در بازار سهام کشور نداریم. توسعه این ابزارها الزامی است پس چرا فرآیند تصمیم گیری و توسعه بازار به کندی دنبال می شود. این فرآیند به چه شکلی است؟ کجاها تصمیم گیری می شود؟ آیا ساختار دولتی اقتصاد و بورس باعث چنین مشکلاتی شده است؟ آیا شورای عالی بورس قدرت تصمیم گیری ندارد؟
حمیدرضا دانش کاظمی: به هر صورت آپشن ها و هج کردن و ابزار مدیریت ریسک، ابزارهایی هستند که اگر 10 سال دیگر گفت وگویی داشته باشیم، احتمالا اتفاق افتاده است. دلیل آن نیز این نیست که ما و امثال ما به این نتیجه برسیم یا خیر بلکه الزامات بازار است. همان طور که اگر به بازار 10 سال پیش بنگریم خیلی از ابزارهای موجود، وجود نداشته است، اما این ابزار نیاز امروز بازار ماست، اما اینکه چه چیزی جلوی توسعه بازار را گرفته و مدیران بازار سرمایه را نسبت به تصمیمات این چنینی با تعلل و محافظه کاری مواجه می کند، شاید به طمانینه در انجام امور یا عدم کارآیی و دقت در انجام کار برگردد. به عنوان نمونه درخصوص اصلاح قانون بازار سرمایه باید مراقب باشیم که قانونی تصویب نشود که بازار سرمایه ایران دولتی سازی شده و همچنین ریسک سرمایه گذاری در بازار افزایش یابد. دست مقام ناظر را نباید در تمامی امور کاملا باز گذاشت. ما همین الان از فعال بازار سرمایه مالیات دریافت می کنیم اما در بازارهای دیگر انبوهی از فرارهای مالیاتی داشته ایم. تا به امروز فعال بازار سرمایه را جریمه می کردیم و حالا با فرآیندهای حقوقی فشار مضاعفی بر فعالان وارد نکنیم. این اصلاح قانون بازار سرمایه می تواند چشم انداز 10 سال آینده را نیز مشخص کند؛ اینکه ما را به سرعت به نقاط مطلوب برساند یا از آن دور کند.
در نهادی مانند شورای عالی بورس لازم است تصمیمات بیشتر از سوی بخش های خصوصی و کانون ها گرفته شود. در قانون نوشته شده اعضای هیات مدیره سازمان بورس باید از فعالان و نخبگان غیردولتی انتخاب شود اما سابقه چیز دیگری را نشان می دهد. روسای سازمان بورس هر یک در دوره ای منصب دولتی داشته اند و در واکنش به اعتراضات، موضوع استعفا از مناصب دولتی قبل از تصدی پست ریاست بورس مطرح می شود درحالی که این استعفاها سمت دولتی را از بین نمی برد. به این ترتیب همان عدم استقلالی که در بانک مرکزی است، در سازمان بورس نیز دیده می شود در صورتی که قانون درست نوشته شده است. این موضوع را در هیات مدیره بورس های 4گانه نیز مشاهده می کنیم. این رویه باید اصلاح شود و این اصلاحات باید به درستی انجام شود، لذا اولین سرفصلی که برای جواب به سوال وضعیت بازار سرمایه در 10 سال آینده باید موردتوجه قرار گیرد، این است که برای قانون بازار سرمایه چه اتفاقی خواهد افتاد.
سعید اسلامی بیدگلی: نهایتا آنچه که با آن مواجه هستیم، این است که در نظام تصمیم گیری ایران به دلایل متعدد همچون سرمایه اجتماعی اندک فعالان، حساسیت های عمومی نسبت به نارضایتی ها زیاد است. نوسانات اقتصاد ایران نیز غیرنرمال است. در کمترین اقتصادی با اندازه و ضریب نفوذ فعلی بازار سرمایه ایران، چنین نوسانات بزرگی را در سطح اقتصاد کلان شاهد هستیم. 4 دهه است که تورم دورقمی را تجربه می کند. در حدود 10 سال با فواصل زمانی 3 شوک ارزی را تجربه می کند. تنش های بین المللی به نسبت زیادی دارد که سرریز این تنش ها به اقتصاد کشور بسیار زیاد است. اتفاق نظر تئوریک هم در بسیاری موارد خیلی کم دیده می شود. مجموعه این موارد باعث می شود تا زمان تصمیم گیری در عین حال که خیلی کند عمل می کند، غیرپاسخگو نیز باشد و البته تصمیم گیری را نیز کمی دشوار و سخت می کند.
اما چیزی که ما به طور جدی باید در 10سال آینده انتظار داشته باشیم، توسعه زیرساخت های بازار سرمایه، حرکت ریزساختارها به سمت مطلوب، برنامه های مدون و از پیش اعلام شده، توسعه بخشی از نهادها و ابزارهای استاندارد توسعه یافته در جهان با آگاهی نسبت به ملاحظات آن و البته ثبات و در عین حال انعطاف پذیری در قوانین و تصمیمات است.
نیما آزادی: بخش قابل توجهی از مشکلات بازار سرمایه به ضعف اطلاعاتی و ضعف آموزشی بازمی گردد. اتفاقی که در سال 99 برای بسیاری از سهامداران تازه وارد رخ داد. نقش و جایگاه سازمان درخصوص آموزش چیست؟ چه کارهایی انجام شده و چه برنامه ای وجود دارد؟
بهنام بهزادفر: مردم و سهامداران جدید شاید در ابتدا بدون دانش مالی وارد بازار شدند اما در حال حاضر به واسطه درگیری بخشی از سرمایه گذاران در بازار رمزارز دانش نسبی را کسب کرده اند، اما نقش سازمان بورس در این خصوص چیست؟ در اساسنامه همه سازمان ها یا نهادهای ناظر بازار سرمایه مفهمومی به اسم حمایت از سرمایه گذاران آمده است که بخشی از آن به ارتقای سواد مالی بازمی گردد. در سال 99 اتفاق جذابی افتاد. از سال 46 ابزار های هج کردن ریسک که بورس راه اندازی شد تا سال 99 که دوره های فراز و فرودی بسیاری تجربه شد، ما در مجموع 11 میلیون کد بورسی داشتیم. در سال 99 اما این رقم سه برابر افزایش یافت. افرادی که عموما با مفهوم ریسک آشنا نبودند و با فروش دارایی موردنیاز خود وارد بازار سرمایه شدند. در حال حاضر اما این گونه نیست و خود مردم مطالبه گر و خواستار دوطرفه شدن بازار هستند. بورس کشور در 10سال گذشته در برخی بخش ها با تغییرات و اتفاقات ملموسی همراه شده و در برخی دیگر بدون تغییر باقی مانده است. فرض کنید معامله گری 10سال پیش به کما رفته و در 1400 بهبود می یابد. 6 برابر شدن تعداد کدهای بورسی، افزایش تعداد قراردادها، رشد کمی بازار و تعداد شرکت های بورسی و افزایش سهم معاملات آنلاین از دادوستدها می تواند برای این فرد بسیار جذاب باشد، اما در خیلی جهات هیچ تغییری نمی بینیم. تنها اتفاق مثبت این 10سال تغییر t+3 به t+2 بوده است. سرخطی ها کماکان وجود دارد. حجم مبنا همان است و حتی بدتر شده است. شرکت خارجی در بورس ها دیده نمی شود و در برخی موارد همچون حذف معاملات آتی سکه و طلا نیز اوضاع بدتر شده است، پس اگر با همین سرعت فعلی پیش برویم پس از 10 سال ما نیاز به آموزش داریم، نه مردم.
حمیدرضا دانش کاظمی: اگر فرهنگ اجتماعی و توسعه نهادهای غیرحاکمیتی افزایش یابد، مطالبه گری نیز افزایش می یابد. مطالبات درست باید خواسته شود و بقیه را مجبور کرد آن خواسته را به لحاظ قاعده مند و دستورالعمل های غیر آزمون و خطایی و مستندات عملی فرامرزی و مطالعات تطبیقی جهانی برآورده سازند. باید مطالبات مردم جزو مطالبات بخش خصوصی آورده شود.
سعید اسلامی بیدگلی: اگرچه ما معتقدیم نظام حکمرانی مسوولیت برنامه ریزی برای توسعه را دارد اما واقعیت این است که توسعه یک پازل است که از قطعات زیادی تشکیل شده پس همانقدر که نهادهای حاکمیتی و نظارتی در موضوع توسعه بازار سرمایه کندی هایی داشتند؛ به ویژه در سال های 98 تا 1400 که روند توسعه بازا سرمایه با برخی شاخص ها همچون ضریب نفوذ، نسبت آن به GDP و افزایش حجم معاملات نقایصی داشتند، نهادهای دیگر نیز بدون تقصیر نبودند. کانون ها و فعالان نیز باید در این روند توسعه ای مشارکت کنند. تصمیم گیری نهایی بسته به موضوع در اختیار سازمان بورس و بورس های چهارگانه، دولت و مجلس و شاید نهادهای دیگری است، اما نیاز است متریال خوب در اختیار تصمیم گیران گذاشته شود.
نیما آزادی: در سال های اخیر بازارهای جدیدی همچون بازار پایه ایجاد شد که البته با ناپایداری قوانین مواجه شد. برخی تصمیمات با اینکه اشتباه بودن آن از ابتدا مشخص است، گرفته می شود و در ادامه با تصمیمات اشتباه تر همچون تغییر مداوم قوانین، بستن نمادها، تغییرات دامنه نوسان، وضعیت بدتر می شود، اما چرا اصلا بازار پایه ایجاد شد؟
سعید اسلامی بیدگلی: بازار پایه قرار بود تبدیل به otc شود اما این اتفاق نیفتاد. زمانی که قواعد بازی را برای چند نوبت به هم می زنید، دیگر نقطه تعادل قبلی به دست نمی آید. مفهومش این است که زمانی که تغییراتی در بازار پایه ایجاد می کنیم، دیگر برگشت به قاعده ای که فکر می کنید لزوما نقطه تعادل اولیه را به دست نمی دهد، بنابراین تغییر قاعده حتی به سمت قاعده مطلوب نیز نیازمند برنامه ریزی است در غیراین صورت می تواند آسیب زا باشد.
حمیدرضا دانش کاظمی: بازار ابزار های هج کردن ریسک پایه پذیرش شده در بازار بورس نیست. شرکت های موجود در بازار پایه پذیرش نشده اند، یا لغو پذیرش شده یا بر اساس مواد قانون برنامه بازار سرمایه مکلف بوده اند بستری را برای معامله سهام این شرکت ها فراهم کنند، بنابراین شرکت های بازار پایه، شرکت های پذیرفته شده در بازار سرمایه نیستند. درخصوص بحث بازار پایه، دامنه نوسان، پنهان بودن اطلاعات و بسیاری موارد دیگر که مورد تمایل سازمان و بورس ها و مورد دعوای ارکان خودانتظام بوده باید گفت وگوی زنده دیگری ترتیب داد.
نیما آزادی: آقای اسلامی شما پژوهش موردی و دانشگاهی درخصوص دامنه نوسان، حجم مبنا و دیگر قوانین جاری در بازار سرمایه داشته اید؟
سعید اسلامی بیدگلی: مطالعات درخصوص دامنه نوسان بسیار جامع است و توصیه های سیاستگذارانه هم زیاد انجام شده است. موضوع مهم و تکرارشونده دامنه نوسان که مطالبه شده است، کفایت ادله برای تصمیم گیری وجود دارد اما درخصوص دو موضوع هنوز اتفاق نظر وجود ندارد. یکی اینکه آزادسازی تا چه حدی انجام شود و با چه شیوه ای؟ توسعه متولی یگانه ای ندارد. تصمیم گیری در سطوح مختلف از ارکان صورت می گیرد؛ ولی تک تک آدم ها بسته به تعداد مخاطب و میزان تاثیرگذاری باید در بهینه شدن این تصمیم گیری ها ایفای نقش کنند، اما حتی اگر بهترین زیرساختارها را داشته باشیم، تا زمانی که اقتصاد کشور با نوسانات زیادی مواجه است، سرریز این چالش ها به بازارهای مختلف از جمله بازار سرمایه می رسد.
نیما آزادی: الان ابزار های هج کردن ریسک سال 1410 است. با توجه به روند توسعه بازار، ابزارها و تمام امکاناتی که در سال های اخیر فراهم شده، چه چیزهایی به بورس 1410 اضافه شده است؟
حمیدرضا دانش کاظمی: بازار سرمایه ایران بین المللی شده است؛ اما نه مانند بازارهای توسعه یافته ای همچون نیکی. سایز بازار بزرگ تر شده است. نهادها توسعه پیدا کرده اند. تعداد سرمایه گذاران به لحاظ تعیین تکلیف سهام عدالت افزایش یافته است اما الزاما سواد مالی به این نسبت افزایش نیافته است. وزن بازار سرمایه در اقتصاد ایران توسعه پیدا کرده؛ چراکه اقتصاد کشور بزرگ شده و بازار دوطرفه شده است، اما در فاصله این 10سال جرح و تعدیل های قابل توجهی را در بازار سرمایه شاهد خواهیم بود.
سعید اسلامی بیدگلی: متاسفانه من نسبت به اقتصاد کلان حداقل در کوتاه مدت بدبین هستم؛ اما امیدوارم تصمیمات اشتباه اقتصاد کلان آن قدر زیاد نباشد که اقتصاد دچار به هم ریختگی برگشت ناپذیر شود؛ چراکه تا آن مرحله فاصله چندان زیادی نداریم و ممکن است با یک اشتباه کوچک در لوپ تورمی بیفتیم و آسیب های بسیاری جدی به مجموعه اقتصادمان وارد شود که 10 سال زمان زیادی برای جبران آن آسیب ها نخواهد بود. با فرض اینکه چنین اتفاقی نیفتد، من پاسخ این سوال را می دهم. الان سال 1410 است. با یک نگاه روشنگرانه و توسعه گرا، فعالیت های فین تکی بازار سرمایه افزایش یافته و باعث رشد برخی بخش های بازار شده است. نظارت های معاملاتی رشد کرده است. ابزارهای مدیریت ریسک راه خود را بازکرده اند. امکان فعالیت شرکت های بین المللی در بازار سرمایه ایران فراهم شده است. برخی گواهی نامه های بین المللی در ایران وجود دارد. در خدمات مالی (Financial Services) غول های بزرگی داریم. برخی بورس ها ادغام شده و بورس های جدیدی نیز تاسیس شده است و OTC توسعه جدی پیدا کرده است.
بهنام بهزادفر: اگر با همین فرمول پیش برویم 10 سال آینده هم با دکتراسلامی 1410 و آقای دانش کاظمی 1410 صحبت می کنیم اما چیزی نداریم. اقداماتی که در سال های اخیر برای توسعه ابزارها کردیم، نتیجه مطلوبی نداشت. اگر می خواهیم بورس و بازاری موازی بازار سرمایه ایجاد نشود و شرکت ها به طور کامل به سمت OTC نروند باید از بوروکراسی اداری فاصله بگیریم. در آن زمان پیش بینی 10 سال آینده کار سختی نخواهد بود و می توانیم همپای دنیا پیشرفت کنیم. سه پیش نیاز داریم:آزادسازی دامنه نوسان و ریزساختارها و عدم دخالت دولت در بازار سرمایه.
دیدگاه شما