انکودر افزایشی بر حسب اصول عملیاتی به دو صورت تقسیم بندی میشود:
تست هوش هیجانی EQ برادبری و گریوز
تست هوش هیجانی برادبری (EQ) برای سنجش هوش ارتباطی افراد طراحی شده است. اگر می خواهید بدانید که هوش هیجانی شما در مقایسه با دیگران چه وضعیتی دارد، این تست به شما اطلاعات خوبی میدهد. هوش هیجانی یا همان EQ مشخص می کند که فرد تا چه اندازه از احساسات و هیجانات خود اطلاع دارد. بدین تعیین اندازه موقعیت صورت که فرد بتواند اولاً خود را درک کند و ثانیاً بتواند در موقعیت های مختلف رفتار مناسبی را از خود بروز دهد. هوش هیجانی آنقدر مهم است که حتی از آن به عنوان یکی از فاکتورهای اصلی در موفقیت و پیشرفت یاد می کنند. آزمون تست هوش هیجانی یا همان تست EQ یک آزمون روان شناسی است که قدرت تفکر فرد را در مواجهه با هیجانات و احساسات را می سنجد و الزاماً تعیین کننده تعیین اندازه موقعیت نوع شخصیت و رفتار نیست. هوش هیجانی یا (Emotional Intelligence) اصطلاحی است که به معنای توانایی افراد در شناخت احساسات خود و مدیریت آن در خودشان و سایرین است.
هوش هیجانی چیست و چه معنایی دارد؟
هوش هیجانی تعصبات یک فرد و تفکر شفافانه است که منجر به تصمیم گیری و قضاوت می شود.
هوش هیجانی معمولا موارد زیر را در بر می گیرد:
- افرادی که هوش هیجانی خوبی دارند بهترین گزینه ها در همدردی عاطفی هستند.
- هوش هیجانی به معنای توجه به عواطف یک فرد و تشخیص آن ها است.
- در هوش هیجانی شناخت دقیق حالات و روحیه خود و سایرین اهمیت زیادی دارد.
- هوش هیجانی روش درستی برای مدیریت روحیه یا کنترل روی احساسات است.
- واکنش نشان دادن با احساسات و رفتارهای مناسب در موقعیت های مختلف زندگی (به ویژه تحت شرایط دشوار و استرس زا)
- افراد با هوش هیجانی بالا قدرت فوق العاده ای در ایجاد تعادل بین بیان صادقانه احساسات به همراه تواضع، ملاحظه نگری و احترام (یعنی برخورداری از مهارت های اجتماعی و ارتباطی خوب)
چرا موضوع هوش هیجانی در محیط کار اهمیت دارد؟
اگر اندکی دقت کنید متوجه می شوید که اهمیت هوش هیجانی به بهترین شکل ممکن در عملکرد کارمندان دیده می شود.
به عبارتی هوش هیجانی می تواند تعصبات و شفافیت الگوهای تفکر یک فرد را نشان دهد که به او اجازه می دهند تصمیم های صحیح بگیرد. موفقیت کارمندان در گرو توانایی آنها در انجام قضاوت شفاف و صحیح بستگی در موقعیت های شغلی است.
شفافیت فکری و خونسردی در شرایط آشفته و استرس زا ، بهترین کارمندان را از آن هایی که عملکرد ضعیفی دارند جدا می کند و به همین علت موضوع هوش هیجانی در محیط کار اهمیت دارد.
چرا سنجش هوش هیجانی در مقایسه با رفتارها یا شخصیت مهم تر است؟
از بین شایستگی هایی که مرتبط با موفقیت در محیط کار هستند، 80 درصد آن ها براساس هوش هیجانی هستند که به مراتب بیشتر از ویژگی های شخصیتی و بهره هوشی (IQ) است.
کارمندانی که هوش هیجانی بالایی دارند می توانند واکنش های احساسی فوری خود را مدیریت کنند، با سایرین موثر ارتباط برقرار کنند، با تغییر به خوبی کنار بیایند، مشکلات را حل کنند و از شوخ طبعی در شرایط تنش زا برای ایجاد رابطه با سایرین استفاده کنند.
کارمندانی که هوش هیجانی پایینی دارند احتمالا از اصول اخلاقی و سیاست های شرکت تخطی می کنند، قوانین سازمان را در نظر نمی گیرند، در حین کار از مواد مخدر استفاده می کنند، باعث ایجاد تنش و اختلاف می شوند و منافع شخصی را در مقایسه با ارزش های سازمانی مهم تر می دانند.
تاثیر هوش هیجانی در سازمان چگونه است؟
شرکت هایی که کارمندانی با هوش هیجانی بالا دارند به علت کاهش نرخ خروج کارمند از شرکت و عملکرد بهینه تر کارمندان در مقایسه با رقبا یک مزیت رقابتی مهمی دارند.
در نتیجه هوش هیجانی شامل توانایی هایی مثل انگیزه دادن به خود، پشتکار در شرایط دشواری و سرخوردگی، کنترل رفتارهای تکانشی، به تاخیر انداختن خواستهها، تنظیم هیجانات، جلوگیری از غلبهی استرس بر قدرت فکر کردن، همدلی با دیگران و امیدواری است..
به علت اهمیت هوش هیجانی برای مدیران کسب و کارها سنجش هوش هیجانی کاندیداهای شغلی در مرحله پیش از استخدام بسیار مهم است تا مشخص شود افراد در نقش های جدید خود چقدر می توانند موفق باشند. مسلما شرکت هایی که از اهمیت این موضوع باخبر هستند برای کارمندان با هوش هیجان بالایی ارزش قائل می شوند، یعنی افرادی که روی هدف نهایی شرکت تاثیر مثبت می گذارند و این تاثیر مثبت موفقیت خود و شرکت را پی خواهد داشت.
هوش هیجانی فرآیند اکتسابی نیز هست و افراد می توانند با تمرکز روی عوامل موثر بر آن و تمرین به سطوح بالاتری از هوش هیجانی دست یابند.
تست هوش هیجانی برادبری چیست؟
تست هوش هیجانی برادبری مقیاسی برای سنجش کلی هوش هیجانی است. تست هوش هیجانی سطح هوشی را مشخص میکند که نشان می دهد این افراد چقدر در مدیریت هیجانات خود موفق هستند، آن را مدیریت می کنند و می توانند در روابط اجتماعی خود از این هوش برای ارتباط موثر با دیگران استفاده کنند. ثابت شده است افرادی که هوش هیجانی بالاتری دارند، توانایی درک و مدیریت احساسات خود را دارند و به همین علت می توانند رهبران بهتری برای سازمان ها باشند.
انجام تست هوش هیجانی برادبری به ما چه کمکی می کند؟
تست هوش هیجانی برادبری میزان هوش هیجانی افراد را مشخص میکند. این سنجش به آنها کمک میکند که به طور کلی بدانند که میزان هوش هیجانی در آن ها چقدر است. هوش هیجانی ارتباط زیادی با میزان موفقیت و ارتباطات موثر افراد دارد. این آگاهی به افراد کمک می کند تا بتوانند سنجشی از هوش هیجانی خود نسبت به افراد دیگر جامعه داشته باشند. خوشبختانه هوش هیجانی قابلیت افزایش را دارد. اگر فرد نمره پایینی کسب کند می تواند، آن را بهبود ببخشد. دکتر مایر معتقد است که هوش هیجانی را می توان آموخت و تقویت کرد. مشکل اصلی در ارتباطات افراد اینست که ما بیشتر بر اساس عادت نسبت به موقعیت ها واکنش نشان می دهیم. پس اولین قدم دقت به احساساتمان در مواقع مختلف و شناختن عادت ها است با گذر زمان می توان عادت ها را تغییر داد و احساسات و هیجانات را مدیریت کرد. این همان تقویت هوش هیجانی است
چطور تست هوش هیجانی برادبری به وجود آمد؟
احتمالا در نظر اول مفهوم جدیدی به نظر می آید. همه ما با نقش و اهمیت هیجان و احساسات در رفتار و تصمیم گیری ها آشنا هستیم، باید بگوییم که آشنایی با هوش هیجانی نه تنها وسعت دارد بلکه دارای قدمت چند هزار ساله (حداقل در حد یونان باستان) است. استناد قدمت شناخت هوش هیجانی به تعریف طبع چهارگانه برای انسان و بهکار بردن مفاهیمی مثل خُلق، در کتب تاریخی است که این نکته را که توجه به نقش هیجانات در رفتار و تصمیم انسان مهم است، خاطرنشان می کند.
قرن معاصر هم، در هوش هیجانی و نمایش آنها در قالب زبان بدن و چهره و رفتار، و نیز واکنش های هیجانی بدن انسان، مطالعات گستردهای انجام شده که چارلز داروین و پل اکمن از جزو اولین محققان در حوزه هوش هیجانی بودهاند.
نقش احساسات و هوش هیجانی در تصمیم گیری هم، مسئله ای است که در تحقیقات زیادی، از جمله پژوهش های دنیل کانمن و همکارانش، مورد بررسی قرار گرفته است.به عبارتی میتوان گفت هوش هیجانی تلاش افراد در راستای تعریف یک قاعده و مشخصه جدید و لزوما دانش جدیدی محسوب نمی شود.
تست هوش هیجانی برادبری توسط دکتر تراویس برادبری و دکتر جین گریوز در سال 2004 تدوین شده است. همه ما به تجربه به این نتیجه رسیده ایم که هنگام تصمیم گرفتن و انجام دادن کاری، احساسات مان به همان اندازه و گاه بیشتر از تفکراتمان، اهمیت پیدا می کند. این تست نمره هوش هیجانی شما را به صورت کلی گزارش می کند. اگر مایل هستید بدانید دقیقاً در کدام شاخص های هوش هیجانی ضعیف یا قوی هستید، می توانید از تست هوش هیجانی بار ان استفاده کنید.
تست هوش هیجانی برادبری و گریوز چه اطلاعاتی در اختیار ما قرار می دهد؟
افرادی که سطح مناسبی از هوش هیجانی EQ را دارند موفقتر هستند و ارتباطات خوبی میتوانند با دیگران برقرار نمایند. اما افرادی که هوش هیجانی نامطلوبی دارند، علاوه بر اینکه نمیتوانند از ظرفیت های خود در کسب و کار استفاده کنند، به دلیل اشتباهاتی که در ارتباطات خود با افراد دچار میشوند دچار مشکلات روحی و جسمی بیشتری میشوند، زیرا تنش ها و فشارهای بیشتری را تحمل میکنند.
بسیاری از انسانهای موفق در حوزه کسب و کار و حوزه های فردی، الزاما هوش IQ یا تحصیلات فوق العاده ای نداشته اند. تست و تایپ از موثرترین فاکتورها در موفقیت این افراد را هوش هیجانی بالاتر از متوسط میداند. نکته ی قابل توجه در هوش هیجانی این است که هوش EQ ، قابل ارتقا و اکتسابی میباشد. تست و تایپ آگاهی از سطح هوش هیجانی را از اولین گام های آغاز موفقیت میداند. برای شروع مسیر موفقیت ترکیب و استنباط از تفاسیر سایر آزمونهای روانشناسی استاندارد در حوزه کسب و کار، توصیه میگردد.
تست هوش هیجانی برادبری چه چیزی را در افراد می سنجد؟
تست هوش هیجانی برادبری و گریوز با یک عدد نشان داده می شود. که این عدد می تواند توانایی فرد را در هوش هیجانی از ضعیف تا عالی نشان دهد. اگر همیشه عصبانی هستید و نمی دانید در برابر موقعیت های مختلف باید چه واکنشی نشان دهید، بهتر است میزان هوش هیجانی خود را بسنجید.
کاربرد تست هوش هیجانی برادبری در استعدادیابی چیست؟
هوش هیجانی در افراد در کودکی شکل میگیرد اما تا سن 15 سال قابلیت اندازه گیری ندارد. زیرا هوش هیجانی ارتباط زیادی با رشد مغزی و شناختی کودکان دارد و اندازه گیری آن در سنین پایین تر اعتبار ندارد. افرادی که در سن بین 17 تا 24 سال هستند میتوانند از این تست برای سنجش ارتباطات خود استفاده کنند تا بفهمند در این زمینه چقدر باید کار کنند.
نکاتی درباره تحلیل تست هوش هیجانی برادبری
تست و تایپ توصیه می نماید از تست هوش هیجانی بار_ان که 15 عامل را در هوش هیجانی ارزیابی می نماید و هر عامل را جداگانه امتیاز می دهد و تست هوش چند گانه گاردنر که 8 نوع هوش، از هوشهای شناخته شده را به تفکیک مورد ارزیابی قرار می دهد، استفاده نمایید.
مواردی که باید در هنگام پاسخ دهی به تست هوش هیجانی برادبری و گریوز مورد توجه قرار دهید:
ارزیابی واقعی و دقیق مهارتهای هوش هیجانی به اراده ی شما برای پاسخ دهی دقیق وابسته است. برای این کار باید عمیقاً فکر کنید که در وضعیتهای مختلف چگونه رفتار میکنید. در پاسخ دادن به موارد زیر توجه کنید:
الف) ابتدا از طرز تفکر و رفتار خود در وضعیتهای مختلف، در ذهنتان تصویری واضح و شفاف ایجاد کنید. همه وضعیتها را در نظر بگیرید، نه فقط وضعیت هایی که به خوبی از عهده ی آنها بر می آیید.
ب) سپس، بگوییدکه هر چند وقت یکبار یا با چه فراوانی، رفتار ذکر شده در سوال را انجام میدهید.
روشهای اندازه گیری موقعیت و سرعت موتور
در این مقاله پس از معرفی هر یک از این وسایل، به مزیتها و محدودیتهای آنها اشاره خواهیم کرد.
تاکو ژنراتور (Tacho-Generator):
شکل یک تاکو ژنراتور را در زیر میتوانید ببینید:
تاکو ژنراتور در اصل همان ژنراتور DC با آهنربا میباشد. همان طور که میدانید ولتاژ خروجی این ژنراتور متناسب با سرعت چرخش آن است و معمولا ضریب آن بصورت چندولت بر ۱۰۰۰ دور بیان میشود. سادگی، مقاومت مکانیکی و همچنین اندازه گیری مستقیم سرعت بدون نیاز به محاسبات از مزایای این وسیله میباشد. سیگنال خروجی تاکو ژنراتور دارای ریپل و همچنین حساس به نویز میباشد و با تغییر دما (حساسیت آهنربا به دما) خروجی نیز در سرعت ثابت تغییر میکند. بنابر این قیمت زیاد، دقت محدود و استهلاک زیاد کاربرد این وسیله را محدود کرده است.
انکودر (Encoder):
امروزه انکودرهای دیجیتال بطور وسیعی مورد استفاده قرار میگیرند. انکودرها قطار پالسی تولید میکنند که متناسب با سرعت است. انکودرها را میتوان به دو دسته انکودر مطلق (Absolute) و انکودر افزایشی (Incremental) تقسیم بندی کرد. در شکل زیر انواع انکودر را مشاهده میکنید:
اندازه گیری موقعیت و سرعت موتورهمانطور که مشخص است انکودر افزایشی سرعت را مشخص میکند، ولی انکودر مطلق علاوه بر سرعت مکان روتور را نیز مشخص میکند. تفاوت این دو انکودر را میتوان با شکل زیر توضیح داد:
انکودر افزایشی بر حسب اصول عملیاتی به دو صورت تقسیم بندی میشود:
حسگر نوری
حسگر مغناطیسی
معمولا ماکزیمم تعداد پالس بر دور حسگر مغناطیسی کمتر از حسگر نوری میباشد، ولی هزینه و مقاومت در برابر شرایط محیطی آن بیشتر از حسگر نوری میباشد. در جاهایی که هزینه حرف اول را میزند مانند:حمل ونقل و وسایل خانگی معمولا از حسگر مغناطیسی استفاده میشود و در جاهایی که کارایی مهم میباشد از حسگر نوری استفاده میشود. شکل زیر حسگر نوری و مغناطیسی را نشان میدهد:
انکودر مطلق برای هر نقطه از روتور یک کد منحصربفرد تولید میکند که میتواند بصورت باینری یا گری باشد. با استفاده از انکودر مطلق در صورت قطع برق موقعیت محور مشخص است. با استفاده از نرم افزار زیر میتوانید انواع انکودر را رسم و سپس پرینت کرده استفاده کنید.
تحلیلگر (Resolver):
تحلیلگر در اصل یک ماشین سنکرون رلوکتانسی میباشد که مقدار رلوکتانس آن تابعی از زاویه روتور است. شکل زیر ساختار تحلیلگر را نشان میدهد:
همانگونه که مشخص است تحلیلگر از سه سیم پیچی تشکیل شده است. سیم پیچی R۱-R۲ با ولتاژ ثابت AC تغذیه میشود. دو سیم پیچ دیگر با یکدیگر ۹۰ درجه اختلاف دارند که برای مشخص کردن زاویه استفاده میشوند. اگر ولتاژ سیم پیچی R۱-R۲ بصورت زیر تغذیه شود ولتاژ دو سیم پیچ دیگر بصورت زیر خواهد بود:
که K. نسبت سیم پیچی ورودی و خروجی و PP تعداد زوج قطب تحلیلگر است. شکل موجهای خروجی بصورت زیر است:
تحلیلگر یک حسگر زاویهی مطلق است و در مقابل انکودر مطلق ارزانتر و مقاومتر است. عیب مهم آن کم بودن دقت و تفکیک پذیری آن است.
پلان معماری چیست؟
پلان معماری اصطلاحی است که در صنعت معماری و طراحی سازه های گوناگون مورد استفاده قرار می گیرد. در واقع یک نقشه ساختمان که توسط یک مهندس معماری طراحی می شود و شامل اطلاعات مورد نیاز در خصوص سازه مورد نظر است پلان نام دارد.
داده هایی که درپلان معماری وجود دارند بسیار حائز اهمیت هستند. برای مثال اطلاعاتی نظیر موقعیت مکانی سازه و تمام جزئیات مربوط به آن، طرح ساختمان، داده های فنی و تمام آنچه که برای ساخت سازه ضروری است توسط پلان برای مهندس معمار فراهم می شود.
طراحی پلان به صورت مرحله به مرحله انجام می گیرد تا طرحی ایده آل با مشخصات لازم ایجاد گردد. در حال حاضر به دلیل وجود نرم افزارهای بسیار پیشرفته کمتر کسی اقدام به طراحی پلان به صورت دستی می کند؛ زیرا اکثر افراد ترسیم پلان را با نرم افزار اتوکد (AutoCad) انجام می دهند.
این نرم افزار با قابلیت ایجادپلان های دو بعدی و سه بعدی امکان ارائه اطلاعات دقیق تر را فراهم می نماید. با این مقدمه، در ادامه این نوشته از ساختمانچی به بررسی نکات مهم در خصوص پلان معماری می پردازیم. با ما همراه باشید.
نکات مهم در تهیه پلان معماری ساختمان
در ترسیم پلان معماری، استانداردهای لازم باید رعایت شوند تا کوچک ترین اشتباهی رخ ندهد. نکات بسیار ضروری در تهیه پلان معماری ساختمان به شرح زیر می باشند:
- مقیاس ترسیم که میزان کوچک بودن ابعاد نسبت به اندازه واقعی آن ها را نشان می دهد باید تعیین گردد.
- رعایت تمام جهات جغرافیایی (شمال، جنوب، شرق، غرب) در پلان الزامی است. اصولاً بالای صفحه ای که پلان در آن ترسیم می شود رو به شمال قرار می گیرد.
- نام بخش های مختلف پلان آپارتمان باید با نام انگلیسی مشخص شوند.
- مهندس معمار باید تمام طرح های اولیه نظیر سایت پلان، انواع پلان ها، مقاطع و نمادها را در پلان ترسیم نماید.
- در ترسیم دیوارها باید به ضخامت، باربر نبودن آن ها و همچنین عریض تر بودن دیوارهای خارجی توجه شود.
- درطراحی پلان، اندازه و موقعیت درب و پنجره ها باید تعیین گردد.
- در پلان باید پله ها و جدا کننده ها مشخص شوند.
انواع پلان معماری
پلان معماری تصویری از یک برش افقی فرضی که از دو سوم ارتفاع هر طبقه از ساختمان می گذرد ارائه می دهد. این پلان امکان رویت بخش های مختلف ساختمان را از بالا فراهم می کند. انواع پلان معماری به شرح زیر می باشند:
- سایت پلان یا پلان موقعیت: در این پلان، ابعاد و خطوط تراز زمینی که قرار است بنا در آن ساخته شود و همچنین موقعیت بنا از نظر مکانی مشخص می گردد.
- پلان طبقات: این پلان فضاهای مختلف ساختمان از قبیل اتاق ها، آشپزخانه، حمام و … را با اندازه های آن ها در هر طبقه از ساختمان نشان می دهد.
- پلان مبلمان: در پلان مبلمان، محل قرارگیری اسباب و اثاثیه در فضاهای مختلف مشخص می شود.
- پلان بام یا شیب بندی: در این پلان با دید افقی به سازه مورد نظر نگاه می شود و خط شیب بام به طرف آبرو، خرپشته، دیوارهای خارجی و قسمت های نورگیر بالاآمده از بام و … نشان داده می شوند.
انواع پلان سازه
هنگامی که پلان معماری در فاز یک طراحی شد، پلان سازه در فاز دو ترسیم می گردد. در پلان سازه جزئیات مربوط به اجرای سازه به مهندسین نمایش داده می شود و با توجه به آن نظارت بر ساخت صورت می گیرد. از جمله پلان های سازه ای می توان به موارد زیر اشاره نمود:
- پلان فونداسیون: در این پلان موقعیت پی ها در زمین، ابعاد، تعداد و نوع آن ها تعیین می گردد.
- پلان تیر ریزی: در پلان تیرریزی ابعاد تیرها، محل قرارگیری و نحوه اجرای آن ها در سقف هر طبقه نشان داده می شود. هر طبقه از ساختمان با توجه به شکل سقف خود می تواند یک پلان تیر ریزی مجزا داشته باشد.
- پلان آکس بندی و ستون گذاری: در این پلان ابعاد و مکان قرارگیری ستون ها و محورهای آن ها مشخص می گردد. در ترسیم این پلان تمام جزئیات مربوط به ستون ها و موقعیت نبشی ها باید تعیین شوند تا بتوان مقاطع ستون ها و نمادها را نیز رسم کرد.
مراحل طراحی پلان ساختمان
در طراحی پلان ساختمان موارد زیر مرحله به مرحله باید انجام شوند:
تعیین مکان قرارگیری پله و آسانسور
مهم ترین مرحله در طراحی نقشه ساختمان تصمیم گیری در مورد محل راه پله و آسانسور است. در جانمایی پله و آسانسور عواملی مانند تعداد واحدهای ساختمان، تعداد پارکینگ ها، عرض و شکل زمین باید مورد توجه قرار گیرند.
پس از جمع آوری این اطلاعات نسبت به انتخاب مدل پله و چند طرفه بودن آن اقدام می گردد. در پلان آپارتمان اصولاً وسط پلان بهترین موقعیت برای پله و آسانسور محسوب می شود.
تفکیک فضاهای خصوصی و عمومی
تفکیک یا تقسیم بندی فضاهای خصوصی، نیمه خصوصی و عمومی که لکه گذاری پلان نام دارد، پس از جانمایی آسانسور و پله انجام می گیرد.
با توجه به این که بهترین موقعیت برای پله و آسانسور وسط پلان است می توان گفت یک طرف پلان به بخش های عمومی و نیمه خصوصی و طرف دیگر آن به قسمت های خصوصی اختصاص داده می شود.
جانمایی ورودی ساختمان و آشپزخانه
مهم ترین عاملی که بر کیفیت طراحی پلان اثر می گذارد تعیین موقعیت آشپزخانه در آن است. مکان قرارگیری آشپزخانه باید از نور و تهویه لازم برخوردار باشد و بتوان از آن به تراس ساختمان راه یافت. ورودی آشپزخانه باید با بخش نشیمن و پذیرایی مرتبط بوده و به ورودی ساختمان نزدیک باشد.
جانمایی اتاق خواب ها و حمام
یکی از اتاق ها باید به عنوان اتاق والدین و با فاصله از اتاق کودک درنظرگرفته شود. اتاق ها باید به نحوی در پلان جانمایی شوند که درب آن ها به راحتی از سایر بخش های ساختمان نمایان نشود. حمام نیز باید در مجاورت با اتاق خواب ها قرار گیرد و درب آن از قسمت های مختلف منزل قابل رویت نباشد.
ستون گذاری با توجه به شکل پلان طبقات
در این مرحله از طراحی نقشه ابتدا باید بر اساس مکان قرارگیری ماشین ها در پارکینک نسبت به ستون گذاری اقدام نمود. سپس جانمایی ستون ها در پلان تیپ طبقات بررسی می شود و در صورت لزوم در طراحی پلان طبقات تغییرات لازم اعمال گردد.
اعمال تغییرات و اصلاحات لازم در خصوص طراحی داخلی
پس از این که طراحی کلی پلان به اتمام رسید، به جزئیات مربوط به طراحی داخلی می پردازند. در این مرحله تنها اعمال تغییرات جزئی امکان پذیر است.
مبله کردن پلان
آخرین مرحله از طراحی پلان به مبلمان نمودن پلان اشاره دارد. مبله نمودن پلان همانطور که قبلاً به آن پرداختیم، به چیدمان اسباب و اثاثیه در قسمت های مختلف ساختمان می پردازد.
کلام آخر
امیدواریم با مطالعه این نوشته از ساختمانچی با پلان معماری ساختمان و انواع آن به خوبی آشناشده باشید. در صورت تمایل نظر خود را در این مورد با ما در میان بگذارید.
سوالات متداول
اصولاً بالای صفحه ای که پلان در آن ترسیم می شود رو به شمال قرار می گیرد.
سایت پلان، پلان طبقات، پلان مبلمان، پلان بام
در جانمایی پله و آسانسور عواملی مانند تعداد واحدهای ساختمان، تعداد پارکینگ ها، عرض و شکل زمین باید مورد توجه قرار گیرند.
اندازه گیری ریسک به چه روش هایی انجام می شود؟
سرمایه گذاران به هنگام اخذ تصمیمات سرمایه گذاری به طور هم زمان ریسک و بازده حاصل از گزینههای مختلف را مد نظر قرار می دهند. ریسک و بازده اگر تنها ابعاد تأثیرگذار در زمینه تصمیمات سرمایه گذاری نباشد، بدون شک مهمترین آنها به شمار می رود. در واقع آن چه که در دانش مالی از آن به عنوان رفتار عقلایی تعبیر میشود، چیزی جز توجه صرف به این دو بعد به هنگام تجزیه و تحلیل فرصتهای سرمایه گذاری نیست. در ادبیات مالی و اقتصادی به وضوح عنوان میشود، فرد عاقل کسی است که به دنبال دستیابی به سطح معینی از بازده با تعیین اندازه موقعیت تحمل حداقل ریسک ممکن است. به عبارتی دیگر، وی خواستار دستیابی به حداکثر بازده در سطح معینی از ریسک است. بنابراین، ریسک جزء جدانشدنی بازده است و نمی توان در مورد بازده سرمایه گذاری بدون توجه به ریسک مترتب بر آن صحبت کرد. به بیانی دیگر، ریسک صفت بازده است و نمی توان هیچ موصوفی را صرف نظر از صفتش تشریح کرد. همه سرمایه گذاران در بورس اوراق بهادار نیز با موضوع ریسک روبه رو هستند. بنابراین، اندازه گیری ریسک از مهم ترین مسائل نزد سرمایه گذاران میباشد.
ریسک چیست؟
ریسک در تعریف عام، احتمالی است که یک کنش یا کنشوری (یا بی کنشی) مشخص منجر به زیان یا بروندادها و پیامدهای ناخوشایند و ناخواسته گردد. تقریباً همه کوششهای بشری دربردارنده ی درجاتی از ریسک است، با این همه برخی از آنها ریسکهای بیشتری را به همراه دارند. در ادبیات مالی ریسک را میتوان به صورت رویدادهای غیر منتظره که معمولاً به صورت تغییر در ارزش داراییها یا بدهیها می باشد، تعریف کرد. بنگاهها در معرض انواع مختلف ریسک قرار دارند که بهطور کلی میتوان به دو دسته “ریسکهای تجاری” و “ریسکهای غیرتجاری” تقسیم کرد. فرهنگ وبستر ریسک را “در معرض خطر قرار گرفتن” تعریف کرده است. گالیتز ریسک را هر گونه نوسانات در هر نوع عایدی میداند. تعریف مذکور این مطلب را روشن میکند که تغییرات احتمالی آینده برای یک شاخص خاص چه مثبت و چه منفی ما را با ریسک مواجه میسازد. بنابراین امکان دارد تغییرات ما را منتفع و یا متضرر سازد. گیلیب ریسک را چنین تعریف کرده است:
هر پدیدهای که بتواند نتیجه حاصل از آنچه سرمایه گذار انتظار دارد را منحرف سازد ریسک نامیده میشود. اولین بار هری مارکویتز بر اساس تعاریف کمی ارائه شده، شاخص عددی برای ریسک معرفی کرد. وی ریسک را انحراف معیار چند دورهای یک متغیر تعریف کرد. دیدگاه دیگری در خصوص ریسک وجود دارد که تنها به جنبه منفی نوسانات توجه دارد.
دو نوع مهم ریسک
کل ریسک را میتوان به دو دسته کلی ریسک سیستماتیک و ریسک غیر سیستماتیک تقسیم نمود ریسک غیر سیستماتیک ریسکی است که ناشی از خصوصیات خاص شرکت از جمله نوع محصول ساختار سرمایه سهامداران عمده و غیره میباشد. ریسک سیستماتیک ناشی از تحولات کلی بازار و اقتصاد بوده و تنها مختص به شرکت خاصی نمیباشد به دیگر بیان ریسک سیستماتیک در اثر حرکتهای کلی بازار به وجود میآید. طبق نظریه های پرتفولیو میتوان ریسک غیر سیستماتیک را از میان برد ولیکن ریسک سیستماتیک همچنان باقی میماند. شاخص بتا شاخصی برای اندازهگیری همنوایی حرکت یک شرکت با حرکت کل بازار یا شاخصی برای اندازهگیری ریسک سیستماتیک است. لذا به بیان دیگر می توان ریسکهای تجاری را ریسکهایی دانست که یک بنگاه کاملا به آنها واقف است و از آنها برای ایجاد مزیت رقابتی و ایجاد ارزش برای سهامدارن استفاده میکند. این ریسکها به بازار محصولات و خدماتی که بنگاه در آنها فعالیت میکند بستگی دارد و شامل نوآوری های تکنولوژیکی، طراحی خدمات و محصولات و بازاریابی آنها میشود. فعالیتهای تجاری یک بنگاه در معرض ریسکهای کلان اقتصادی نیز قرار دارد. این ریسکها از چرخههای اقتصادی و حتی سیاستهای پولی و مالی دولت نیز ناشی میشوند.
سایر انواع ریسک
از جمله سایر انواع ریسک های مهم می توان به ریسک مالی اشاره کرد:
ریسکهای مالی در حیطه ریسک های غیر تجاری قرار میگیرند. این ریسکها ناشی از تقبل زیانهای احتمالی در بازارهای مالی است. میتوان به منظور تمرکز بنگاهها بر اموری که در آنها تسلط دارند، ریسکهای مالی را بهینه کرد. ریسکهای اساسی موسسات مالی را میتوان شامل ریسک بازار، اعتباری، نقدینگی و عملیاتی دانست. این ریسکها مهمترین عوامل توجیه کننده نوسانات بازده در موسسات مالی هستند که در زیر به اختصار توضیح داده میشود.
ریسک بازار، ریسک ناشی از حرکات یا نوسانهای غیر منتظره قیمتها یا نرخهای بازار است. با این تعریف میتوان آن را از سایر انواع ریسکها مثل ریسک نقدینگی و عملیاتی تمایز داد. در عین حال، ریسک بازار را نمیتوان به طور کامل از چنین ریسک هایی تفکیک نمود، چرا که گاهی اوقات آن ریسکها منشا ریسک بازارند. لایه های مختلفی از ریسک بازار وجود دارد. لایههای مختلف ریسک بازار عبارت است از:
- ریسک سهام: لایه ای از ریسک بازار است که به موقعیتهای بازار سهام مربوط میشود.
- ریسک نرخ ارز: ریسکهای مربوط به موقعیتهای خارجی و نرخهای متفابل ارز است.
- ریسک اوراق بهادار با درآمد ثابت: ریسکهایی است به موقعیت ابزار با درآمد ثابت، مانند اوراق قرضه و ابزار حساس به نرخ بهره مانند تاخت نرخ بهره مربوط میشود.
- ریسک کالا: ریسکهایی است که به موقعیتهای موسسه در ارتباط با کالاهایی همچون فرآوردههای کشاورزی، انرژی، فلزات و مشابه اینها مربوط می گردد.
ریسک بازار به لحاظ کمی به دو صورت بیان میشود. ریسک مطلق که با واحد پولی سنجیده میشود و ریسک نسبی که نسبت به شاخصی معین اندازه گیری میشود. صورت اول بر نوسان بازده کل تمرکز می کند و صورت دوم، ریسک را بر اساس خطای ردگیری یا انحراف از یک شاخص اندازه می گیرد. ارزش در معرض خطر مثالی برای ریسک مطلق و ضریب بتا نمونه ای از ریسک نسبی است.
این نوع ریسک زمانی تحقق مییابد که طرف قرارداد نتواند به تعهدات خود عمل نماید. میزان ریسک اعتباری همان میزان مبلغی است که نکول شده است. ریسک اعتباری معمولا ناشی از یک رویداد اعتباری است بدین صورت که قبل از سررسید قرار داد در نتیجه یک اتفاق اعتباری توانایی طرف قرارداد در انجام تعهداتش دچار تغییر میشود. ریسک اعتباری اغلب در قراردادهای مربوط به اوراق قرضه، وام و اوراق مشتقه رخ می دهد. هر چقدر ارزش اولیه قرارداد اوراق مذکور کمتر باشد، ریسک اعتباری آنها نیز کمتر خواهد بود.
این نوع ریسک دو صورت دارد، ریسک نقد شوندگی داراییها و ریسک نقدینگی تامین وجوه. ریسک نقدشوندگی داراییها که به نام ریسک نقدینگی بازار- محصول هم شناخته میشود، زمانی بروز می کند که معامله با قیمت رایج بازار قابل اجرا نباشد و علت آن ممکن است حجم یا اندازه موقعیت خرید یا فروش نسبت به معاملات عادی باشد. این ریسک در میان طبقات مختلف داراییها و نیز در زمانهای مختلف، بسته به شرایط بازار تغییر می کند. بعضی داراییها مانند ارزهای اصلی یا اوراق قرضه خزانه، بازار پرعمق دارند و موقعیتها اغلب به راحتی، با نوسان کوچکی در قیمت نقد میشود. در سایر موارد، مانند قراردادهای مشتقه در بازارهای فرابورس یا اوراق بهادر بازارهای نوظهور، هر معامله ممکن است به سرعت قیمتها را متاثر کند و صف خرید یا فروش پیدا شود.
البته این موضوع به حجم موقعیت هم بستگی دارد. ریسک نقدینگی تامین وجوه یا ریسک جریان نقدی به عدم توانایی در تامین وجوه برای پرداخت تعهدات برمی گردد. این وضعیت ممکن است موسسه را مجبور کند داراییهای خود را فورا به وجه نقد تبدیل کند و بدین ترتیب ضرر روی کاغذ به ضرر واقعی تبدیل می شود. این موضوع به ویژه در مورد سبد داراییهایی که با وام تامین مالی شده است، به هنگام مواجهه با اخطار تادیه وثیقه از جانب طلبکاران، به معضل بدل میشود. ریسک جریان نقدی زمانی به ریسک نقدینگی بازار- محصول مرتبط میشود که سبد موسسه شامل داراییهایی با نقدشوندگی پایین باشد و موسسه ناچار باشد برای تامین تعهدات خود این دارایی ها را به قیمت پایین تر از قیمت عادلانه بازار به فروش رساند. بنابراین، اگر ذخیره وجه نقد کافی نباشد، ممکن است در شرایطی که ارزش بازار داراییها سقوط کرده است، الزام به پرداخت و ایفای تعهدات، موسسه را به نقد کردن اجباری سبد دارایی در قیمتهای پایین آمده وادار نماید. این چرخه قبول ضرر که با دریافت اخطار تادیه وثیقه شدیدتر میشود، گاهی به مارپیچ مرگ تعبیر می گردد.
کمیته بازل، ریسک عملیاتی را ریسک زیان ناشی از فرآیندهای داخلی، افراد و سیستمهای غیردقیق (ناکافی) یا معیوب یا ریسک زیان ناشی از حوادث خارجی تعریف کرده است. ریسکهای عملیاتی ممکن است به ریسک های اعتباری و بازار منجر شود. به طور نمونه، یک اشتباه عملیاتی در معامله مانند عدم انجام تسویه می تواند به طور همزمان ریسک اعتباری و بازار ایجاد کند، چراکه همانند نکول اعتباری، قیمتهای بازار را متاثر می سازد. قیمت گذاری مشتقههای پیچیده هم مشکلات عملیاتی بالقوه ای ایجاد می کند. ریسک مدل از خطر اشتباه در مدل قیمت گذاری موقعیتها ناشی میشود. ریسک مدل بسیار بی سر و صداست و به همین دلیل شناسایی و ارزیابی آن چندان ساده نیست. برای مقابله با ریسک مدل، باید مدل ها را با استفاده از قیمتهای بازار یا قیمتهای شبیه سازی شده، مورد ارزیابی مستقل قرار داد. بهترین راه مقابله با ریسک عملیاتی حصول اطمینان از اعتبار سیستمها و مدلها، تفکیک شفاف مسئولیتها، اعمال کنترلهای داخلی قوی و پیاده سازی برنامههای اقتضایی دوره ای است.
تاریخچه اندازه گیری ریسک
تلاش ها برای طراحی ابزار اندازه گیری ریسک از نیمه اول قرن بیستم آغاز شد. مکالی در سال ۱۹۸۳، دیرش را به عنوان سنجه ریسک معرفی کرد که ابزاری ساده و در عین حال کارآمد برای سنجش ریسک اوراق بهادار با درآمد ثابت است. ادامه بررسیهای مکالی به شناسایی رابطه غیرخطی ارزش اوراق بهادار با درآمد ثابت و نرخ بهره بازار منتهی شد و معیار تحدب به عنوان شاخصی مکمل برای محاسبه ریسک این اوراق معرفی گردید. در سال ۱۹۵۲، مارکویتز با ارایه مدلی کمی جهت انتخاب سبد داراییها، برای اولین بار مقوله ریسک را در کنار بازده مدنظر قرار داد. وی انحراف معیار را به عنوان سنجه تعیین اندازه موقعیت ریسک در نظر گرفت. شاگرد او ویلیام شارپ، شاخص بتا را برای اندازه گیری تغییرات نسبی ارزش هر سهم در قبال تغییرات نسبی ارزش بازار با معرفی خط مشخصات ارایه کرد. وی با طراحی مدل قیمت گذاری دارایی های سرمایه ای، مدیریت علمی سبد دارایی را پایه گذاری نمود. بعد از دهه ۱۹۷۰ و افزایش روزافزون ریسک در جنبههای مختلف تصمیمات مالی، توجه مدیران بیش از پیش به اندازه گیری و مدیریت ریسک جلب شد.
در این دوران، کنترل ریسک به عنوان عاملی برای ایجاد ارزش بیشتر مورد توجه قرار گرفت و نرخهای بازدهی تعدیل شده بر اساس ریسک، ملاک ارزیابی قرار گرفت. برخی نظریههای قدیمی که به علت زمان بر بودن و پیچیدگیهای محاسباتی کنار گذاشته شده بود، همزمان با پیدایش ابررایانهها مجددا مطرح شد. ریسک نامطلوب از جمله این نظریهها بود که قبلا توسط پیشگامان علم مالی مطرح شده بود و در سال ۱۹۹۶ جانی دوباره یافت و تحقیقات مفصلی در آن مورد انجام گرفت که چالشهای آن هنوز ادامه دارد. در سال ۱۹۹۳، موسسه جی. پی. مورگان مدل ارزش در معرض خطر را معرفی کرد. این معیار که تمامی انواع ریسک را در یک عدد خلاصه می کرد، برای استفاده کنندگان بسیار جذاب به نظر آمد و هر روز به کاربردهای آن افزوده شد. به دنبال آن، روشهای محاسباتی پیچیده ای همانند فرآیندهای تصادفی و شبیه سازی برای افزایش دقت مدلهای این سنجه توسعه یافت. همچنین در جدول زیر مهم ترین ابزارهای ۷۰ سال گذشته برای مدیریت ریسک ارائه شده است:
ابزار مدیریت ریسک | سال |
دیرش اوراق قرضه | ۱۹۳۸ |
مدل میانگین- واریانس مارکویتز | ۱۹۵۲ |
مدل قیمت گذاری دارایی های سرمایه ای | ۱۹۶۳ |
مدل های چند عاملی | ۱۹۶۶ |
مدل قیمت گذاری اختبار معامله بلک شولز | ۱۹۷۳ |
دارایی های ریسک موزون برای بانک ها | ۱۹۸۸ |
آزمون استرس | ۱۹۹۲ |
ارزش در معرض ریسک | ۱۹۹۳ |
ریسک متریکس | ۱۹۹۴ |
کردیت متریکس | ۱۹۹۷ |
مدیریت جامع ریسک بنگاه اقتصادی | ۲۰۰۰ |
روشهای اندازه گیری ریسک
معیارهای اندازه گیری ریسک اولین بار با مطالعه شاخصهای پراکندگی آماری تعیین شد و پس از آن سنجه های جدیدتری مانند دیرش، ضریب بتا و ارزش در معرض خطر توسعه یافت. ریسک عبارت است از احتمال نوسانات آتی نرخ بازدهی. شاخصهای مختلفی برای تبیین نوسانات مورد استفاده قرار میگیرد که بعضی از مهمترین آنها بدین صورت هستند:
میتوان گروه بندی ایی از سنجههای ریسک ارایه داد که بر نحوه اندازه گیری ریسک استوار است:
این سنجه ها، پراکندگی یک متغیر را در اطراف میانگین و یا پارامتر تصادفی دیگر اندازه گیری میکند. واریانس و انحراف معیار دو نمونه از این سنجهها هستند.
موضوع اندازه گیری این سنجهها تغییرات متغیر وابسته بر اثر تغییرات متغیر مستقل است. دیرش و ضریب بتا دو نمونه از این سنجههاست.
این سنجهها برعکس سنجههای نوسان، تنها بر بخش مخرب ریسک تمرکز دارند و نوسانات زیر سطح میانگین و یا متغیر هدف را محاسبه می کنند. نیم واریانس، نیم بتا و ارزش در معرض خطر از این نوع سنجهها هستند. سنجههای ریسک نامطلوب، به دو زیرگروه تقسیم شده است. این زیرگروهها شامل نیمسنجههای ریسک و سنجههای ریسک مبتنی بر صدک است. ارزش در معرض خطر از دسته سنجههای ریسک مبتنی بر صدک است. در بخش بعدی این مقاله به توضیح جزئیات بیشتری از سنجه های ریسک خواهیم پرداخت.
نقشهبرداری با استفاده از GPS
یادگرفتن ویرایش از کلیدیترین مسائل نقشهکشی است - یعنی چگونه اطلاعات را به نقشهٔ واقعی اضافه کنید. اما جنبهٔ دیگر، جمعآوری خود اطلاعات است - یعنی بیرون بروید و منطقهای را نقشهبرداری کنید.
در این فصل خواهیم دید که GPS چکار میکند و چطور میتوان با آن کار کرد. یاد خواهید گرفت که دستگاه GPS چگونه کار میکند و چطور بهوسیلهٔ آن میتوان نقشه ایجاد کرد.
در اینجا نحوهٔ کار با Garmin eTrex Vista HCx که دستگاهی رایج برای نقشهکشی است را شرح میدهیم. مدلهای بسیار متفاوتی از دستگاه GPS هست که کار مشابهی را انجام میدهند، بنابراین اگر دستگاه شما متفاوت است نگران نباشید – اصول کلی یکسان است.
GPS چیست؟
دستگاه GPS همانند یک دستگاه تلفن همراه است با این تفاوت که بهجای آنکه سیگنالهای رادیویی را از شرکتهای مخابراتی دریافت کند، آنها را از ماهوارههایی که در مدار زمین هستند دریافت میکند. با دریافت این سیگنالها از ماهوارهها، دستگاه GPS قادر است که موفعیت دقیق شما روی کرهٔ زمین را محاسبه کند. GPS این موقعیت را در قالب مختصات - دو عدد طولانی - ذخیره میکند. یکی از این اعداد میگوید که چقدر در جهت شرقی یا غربی قرار دارید – این عدد طول جغرافیایی (longitude) نامیده میشود. عدد دوم میگوید که چقدر در جهت شمالی یا جنوبی قرار دارید – این عدد عرض جغرافیایی (latitude) خوانده میشود. هر نقطه روی زمین یک مختصات جغرافیایی منحصربهفرد دارد.
برای مثال: -8.639298 Latitude, 116.311607 Longitude موقعیتی در لومبوک اندونزی است.
روشنکردن GPS
قبل از اینکه GPS خود را روشن کنید، بیرون بروید در جایی که دید کاملی به آسمان داشته باشید. چون GPS با دریافت سیگنال از ماهوارهها موقعیت شما را تعیین میکند. در داخل خانه کار نخواهد کرد.
دکمهٔ خاموش/روشن در سمت راست GPS را فشار دهید و نگه دارید. GPS شروع به کار میکند و صفحهٔ ماهوارهها (Satellites) را نشان خواهد داد. باید چیزی شبیه تصویر زیر ببینید. دستگاه GPS شما به دنبال سیگنالهای ماهوارهای میگردد. هنگامی که به سه ماهواره یا بیشتر متصل شود، موقعیت شما را خواهد داشت.
به محض تشخیص موقعیت مکانی شما، صفحهٔ ماهواره میرود و منوی اصلی (Main menu) را مشاهده خواهید کرد.
ناویدنِ GPS
- دستگاه GPS صفحهها و منوهای مختلفی دارد که به شما اجازهٔ انجام کارهای مختلف را میدهد. برای تعیین اندازه موقعیت جابهجایی بین صفحهها، دکمهٔ X را بزنید (سمت راست دستگاه، بالای دکمهٔ خاموش/روشن). این دکمه همچنین برای بازگشت به عقب کاربرد دارد. اگر چیزی را اشتباهی زدید و خواستید آن را لغو کنید یا به عقب برگردید، دکمهٔ X را فشار دهید.
- با فشردن دکمهٔ X، باید بتوانید بین تمام صفحات مختلف GPS که چیزی شبیه به اینها خواهند بود بچرخید:
اگر به صفحهٔ ماهوارهها برگردید، میببینید که به سه ماهواره یا بیشتر متصل هستید. در گوشهٔ بالا سمت چپ، مختصات نشان داده میشود: عرض (latitude) و طول (longitude) جغرافیایی.
به صفحهٔ نقشه (Map) بروید تا نقشهٔ جایی که هستید را ببینید. اگر نقشههای OSM را به GPS خود اضافه کرده باشید، میتوانید جادهها و اماکن را ببینید. در غیر این صورت، یک صفحهٔ خالی میبینید. با فشردن دکمههای فلش بالا و پایین در سمت چپ دستگاه زوم را زیاد و کم کنید.
اطلاعات بیشتر جهت بهدستآوردن نقشهٔ OSM برای دستگاههای Garmin و نحوهٔ نصب آنها را میتوانید در صفحهٔ ویکی OSM پیدا کنید.
ردها (Tracks) و نقاط بینراهی (Waypoints)
GPS دو نوع اطلاعات را ثبت میکند که برای ایجاد نقشه یا ذخیرهٔ مختصات مکان مفید هستند. اول، این اجازه را میدهد که موقعیت مکانیتان را در حافظهٔ GPS ذخیره کنید. هنگامی که مکانی را ذخیره میکنید، مختصات آن همراه با یک نام ذخیره میشود. بهعنوان مثال، اولین نقطهٔ ذخیرهشده 001 نامگذاری میشود، دومی 002 و الیآخر.
اگر GPS شما با شمارهٔ 001 شروع نمیکند و میخواهید نقاط قبلی را پاک کنید، آیکن Find (یافتن) را از منوی اصلی انتخاب کنید. waypoints را انتخاب کنید و سپس دکمهٔ زیرمنو را در سمت راست بزنید تا زیرمنوی Waypoints نشان داده شود. به پایین بروید و Delete را کلیک کنید سپس all symbols و بعد Yes را بزنید.
وقتی که نقطهای را ذخیره میکنید میتوانید عددش را روی کاغذ بنویسید و در کنار آن یادداشتی دربارهاش بنویسید یا هر خصوصیت یا شاخصی که باید دانست را کنارش بیاورید. به مکانهای ذخیرهشده در دستگاه جیپیاس waypoint میگویند. در فارسی به آن نقطهٔ بینراهی گفتهاند. البته فرهنگستان زبان فارسی برای آن معادل راهنشان پیشنهاد کرده که به نظر میرسد بهتر از اولی است.
دوم، دستگاه GPS قادر است مسیر (رد هم گفته میشود) ذخیره کند. درحالیکه نقطهٔ بینراهی فقط یک موقعیت را ذخیره میکند، با رد میتوانیم دنبالهای از موقعیتهای حرکت خود را ذخیره کنیم. برای مثال، هر یک ثانیه یا هر یک متر موقعیتمان درون مسیر ذخیره میشود که منجر به ایجاد دنبالهای از نقطهها میشود که رد حرکت ما را نشان میدهد. ردها برای کشیدن نقشهٔ اشیایی که بهصورت خط یا شکل نمایش داده میشوند مانند مسیر یک راه یا شکل یک زمین به کار میروند.
ذخیرهسازی موقعیت خود
- برای ذخیرهٔ موقعیت فعلی خود به عنوان یک waypoint، روی دکمهٔ X کلیک کنید تا به Main تعیین اندازه موقعیت Menu (منوی اصلی) برسید. با استفاده از جویاستیک، نشانگر را روی Mark ببرید تا روی صفحه انتخاب شود. دکمهٔ جویاستیک را فشار دهید تا صفحهٔ Save Waypoint باز شود. همچنین میتوانید دکمهٔ جویاستیک را در هر صفحه فشار دهید تا صفحهٔ Save Waypoint باز شود.
- در این صفحه اطلاعاتی مربوط به نقطهٔ بینراهی که ذخیره میکنید میبینید. اولین مورد نام است. اگر این اولین نقطهٔ بینراهی شماست، احتمالا «001» نامیده شده است. این شمارهای است که شاید بخواهید روی کاغذ همراه با اطلاعات تکمیلی دربارهٔ این شی ثبت کنید. سپس زمان (time) و تاریخ (date) ضبط این نقطه وجود دارد. زیر آن، مختصات، و به دنبال آن ارتفاع (altitude) قرار دارد.
- از جویاستیک پایین صفحه برای انتخاب OK استفاده کنید. دکمهٔ جویاستیک را برای ذخیرهٔ این نقطه فشار دهید. حتماً شمارهٔ نقطه را، همراه با ماهیت محل و هرگونه اطلاعات تکمیلی دیگر در دفترچهٔ یادداشت خود یادداشت کنید.
- برای رفتن به صفحهٔ نقشه، دکمهٔ X را فشار دهید. حالا باید نقطه را روی نقشه ببینید.
روشنکردن ثبت مسیر
- حالا که آموختیم چگونه نقاط را ذخیره کنیم، نوبت به آموزش نحوهٔ روشن و خاموش کردن ثبت مسیر (ردنگاری) میرسد. هنگامی که ضبط مسیر روشن است، بهصورت خودکار مسیرتان را ضبط میکند. کار خوبی است که ضبط را هنگام شروع نقشهکشی روشن و سپس در پایان کار آن را خاموش کنید. سپس قادرید که مسیر را در یک کامپیوتر نگاه کنید و مسیری که نقشه کشیدید را ببینید. اگر میخواهید مسیر یک جاده را رسم کنید، ایدهٔ خوبی است که در ابتدا و انتهای جاده نقطهٔ بینراهی ذخیره کنید و در دفترچهٔ یادداشت نام و نوع جاده، و هرگونه اطلاعات مهم دیگر در مورد جاده را بنویسید.
- برای روشن کردن ضبط مسیر، چند بار روی دکمهٔ X کلیک کنید تا به صفحهای به نام Track Log (ثبت مسیر) برسید.
- اگر میخواهید مسیرهای ضبطشدهٔ قبلی را پاک کنید، با استفاده از جویاستیک Clear (پاککردن) را انتخاب کنید و دکمهٔ جویاستیک را به پایین فشار دهید. در نوار بالای صفحه باید 0% را ببینید.
- برای روشنکردن ضبط، جویاستیک را حرکت دهید تا On (روشن) انتخاب شود و سپس جویاستیک را به پایین فشار دهید. اکنون مسیر شما در حال ضبطشدن است.
- در گزینهٔ Set up (تنظیم)، همچنین میتوانید تناوب زمانی یا مسافتی ضبط را تنظیم کنید. تناوب زمانی به GPS فرمان میدهد که موقعیت شما را با تناوب مشخصشده ضبط کند. اگر در GPSتان کارت حافظه داشته باشید، خوب است که آن را روی ۱ ثانیه تنظیم کنید، به این معنی که موقعیت جدید شما هر ثانیه در ردنگاره ثبت میشود. این حالت در زمانی که به نقشهبرداری جزئینگر نیاز دارید مفید خواهد بود.
- برای رفتن به صفحهٔ نقشه، دکمهٔ X را فشار دهید. همینطور که حرکت میکنید، خواهید دید که رد شما بهصورت یک سری از نقاط نشان داده میشود.
کپیکردن نقاط بینراهی و مسیرها به کامپیوتر
هنگامی که نقشهبرداری با GPS را به پایان رساندید، بایستی نقاط و مسیرها را به کامپیوتر خود منتقل کنید تا بتوانید آنها را در JOSM باز کنید.
یکی از روشهای انتقال نقاط بینراهی و مسیرها، استفاده از نرمافزار رایگان BaseCamp است که خود Garmin فراهم میکند. میتوانید آن را از اینجا دانلود کنید. با این حال، در این بخش ما از نرمافزاری به نام GPSBabel استفاده خواهیم کرد که قابلیتهای بیشتری ارائه میکند.
وصل کردن GPS به کامپیوتر
- ابتدا، ضبط مسیر را در دستگاه GPS خاموش کنید. برای این کار به صفحهٔ track بروید و گزینهٔ Off را انتخاب کنید.
- دستگاه GPS را با کابل به کامپیوتر خود وصل کنید. یک سر کابل باید به درگاه USB کامپیوتر، و سر دیگر به پشت GPS، در زیر زبانهٔ لاستیکی بالا، وصل شود. GPS باید روشن شود تا نقاط و مسیرها را کپی کند.
نصب درایورهای GPS
- ممکن است لازم باشد درایورهای GPS را روی کامپیوتر خود نصب کنید. میتوانید درایورها را از وبسایت Garmin دانلود کنید.
- برای دانلود فایل نصب روی Download کلیک کنید. آن را روی کامپیوتر پیدا کنید و برای نصب روی آن دوبارکلیک کنید.
سیستمهای لینوکس (حداقل فدورا) برای برقراری ارتباط با دستگاه گارمین نیاز به درایور خاصی ندارند (حداقل برای eTrex Vista HCx). فقط مطمئن شوید که دستگاه Garmin شما روشن است و با کابل USB به کامپیوتر متصل شده است. میتوانید از GPSBabel (همانطور که در زیر توضیح داده خواهد شد) یا GpsPrune استفاده کنید تا دادهٔ ذخیرهشده را از دستگاهتان بگیرید.
دریافت برنامهٔ نصب GPSBabel
- GPSBabel برنامهای است که با آن میتوانیم داده را از GPS کپی کنیم. اگر یک کپی از GPSBabel را روی سیدی یا فلشدرایو داشته باشید، میتوانید بپرید به بخش بعدی.
- اگر الآن GPSbabel ندارید، مرورگر وب خود را باز کنید و به www.gpsbabel.org بروید.
- روی Downloads در بالای صفحه کلیک کنید.
- به پایین صفحه بروید. اگر روی رایانهتان ویندوز نصب کردهاید، باید فایل نصب برای Windows را دانلود کنید. روی GPSBabel-x.x.x-Setup.exe کلیک کنید. فایل روی رایانهتان دانلود خواهد شد.
نصب GPSBabel
- محل فایل نصب GPSBabel را در رایانهٔ خود پیدا کنید. برای نصبش روی آن دوبارکلیک کنید.
- روی Next کلیک کنید.
- روی I accept (میپذیرم) و سپس Next کلیک کنید.
- به کلیککردن روی Next ادامه دهید تا زمانی که برنامه نصب شود.
- هنگامی که نصب برنامه به پایان رسید، روی Finish کلیک کنید تا GPSBabel شروع شود.
کپی کردن مسیرها و نقطههای بینراهی
- درون دایرهٔ کنار کلمهٔ Device (دستگاه) در بالای پنجره کلیک کنید.
- در منوی بازشو با نام Format گزینهٔ Garmin serial/USB protocol را انتخاب کنید.
- به پایین بروید تا به وسطهای پنجره برسید، در قسمت Output (خروجی)، از منوی بازشو با نام Format گزینهٔ GPX XML را انتخاب کنید:
- روی File Name کلیک کنید و برای فایل ذخیرهشدهٔ خود یک نام بنویسید. باید نامی باشد که داده را توصیف کند، مانند تاریخ و محل آن. بهعنوان مثال، jakarta-07-07-2011
- مطمئن شوید که GPS شما به کامپیوتر وصل شده و روشن است.
- روی Apply (بهکارگیری) در گوشهٔ پایین راست پنجره کلیک کنید.
- اگر همهچیز خوب پیش برود، باید نوار پیشرفت روی صفحه در حال پرشدن باشد، که نشان میدهد در حال بازیابی داده از GPS است. وقتی که به پایان رسید، نقاط و مسیر شما در فایلی که انتخاب کردید ذخیره خواهد شد.
بازکردن در JOSM
- حالا JOSM را باز کنید. از منوی بالا روی File و سپس روی Open… کلیک کنید.
- فایلی را که با GPSBabel ایجاد کردهاید پیدا و آن را انتخاب کنید. روی Open کلیک کنید.
- حالا باید نقاط و مسیرهای خود را ببینید که در JOSM بار شدهاند.
خلاصه
تبریک! حالا باید بدانید چگونه با GPS کار کنید. اگر تا به حال این کار را نکردهاید، تمرین کنید و چند نقطه برای مکانهای مهم ذخیره نمایید.
در این بخش یاد گرفتیم که چطور نقاط و مسیرها را جمعآوری نموده و آنها را در JOSM باز کنیم. بعداً، یاد میگیریم که چگونه از این اطلاعات برای افزودن مکانهای جدید به OpenStreetMap استفاده کنیم.
دیدگاه شما