کاربردهای حاشیه سود خالص


کاربردهای حاشیه سود خالص

همونطور که میدونید، یکی از اصلی ترین شروط برای موفق شدن در بازار سرمایه، آموختن، یادگیری و شناخت دقیق مفاهیم و اصطلاحات اونه. اگه جزء فعالان بازار سرمایه هستید و یا جزء افرادی هستید که به تازگی وارد بورس شدین، با شناخت و تسلطبر اصطلاحات و مفاهیم موجود در بازار سرمایه و با بکارگیری اون ها در جهت درست، تبدیل به یکی از برندگان این بازار خواهید شد. همواره در تحلیل بنیادی شرکتها پارامترهای مهمی همچون حاشیه سود عملیاتی، حاشیه سود خالص، انواع نسبتها و…وجود داره که اهمیت بالائی دارن.

مقدمه ای بر حاشیه سود خالص

یکی از پارامترها و اصطلاحات مهم در تحلیل بنیادی سهام شرکتها، مفهوم حاشیه سود هستش. معمولا برای یک معامله گر،میزان سود و ضرری که در یک معامله کوتاه مدت یا بلند مدت متوجه سرمایه اولیه اش میشه خیلی مهمه. همه دوس دارن که معاملاتشون همیشه موفق و پر سود باشه و همواره از ضرر بیزار هستن. در این مقاله قصد داریم به مفهوم حاشیه سود خالص و مفاهیم حول اون بپردازیم؛ پس با بورس‌فا همراه ما باشید.

حاشیه سود یا حاشیه سود خالص چیست؟

حاشیه سود یا P ofi Ma igi یکی از نسبت های سودآوریه که از تقسیم درآمد یا سود خالص شرکت بر فروش خالص شرکت به دست میاد. به‌ طورکلی حاشیه سود برابر است با نسبت سود به فروش شرکت. درآمد یا سود خالص ممکنه با تفریق همه هزینههای شرکت از جمله هزینه های عملیاتی، هزینه مواد اولیه و هزینه های مالیاتی از درآمد کل به دست بیاد. حاشیه سود به شکل درصد بیان میشه و مشخص میکنه که یه شرکت چه مقدار از هر یک دلار فروش رو در حساب مربوط به درآمدها نگه‌ داری میکنه. همچنین لازم به ذکره که حاشیه سود انواع مختلفی مثل حاشیه سود خالص، حاشیه سود ناخالص، حاشیه سود عملیاتی، حاشیه سود قبل از مالیات و… داره که به حاشیه سود عملیاتی در مقاله های آتی میپردازیم؛برای مثال، حا‌شیه سود ۲۰ درصدی به این معنیه که شرکت دارای درآمد خالص ۰٫۲۰ دلار به ازای هر دلار از کل درآمدهای کسب شده هستش. اگر چه برای حاشیه سود انواع مختلفی وجود داره اما نکته مهم اینجاست که اصطلاح حاشیه سود اغلب برای اشاره به حاشیه سود خالص مورد استفاده قرار میگیره. پس منظور از حاشیه سود، همون حاشیه سود خالصه. همچنین حاشیه سود، درصدی از اندازه گیری سوده که بیانگر میزانیه که شرکت برای هر دلار از فروش به دست میاره. اگه یه شرکت برای هر فروش پول بیشتری به دست بیاره، طبیعتا حاشیه سود بالاتری داره.

سود خالص چیست؟

سود خالص یا Ne p ofi به باقیمانده مجموع درآمدها پس از کسر هزینه های عملیاتی، سایر هزینه های مالی و مالیات گفته میشه. در حقیقت سود خالص میزان باقیمانده از سود شرکت پس از کسر تمامی هزینه‌ هاست. سود خالص میتونه مثبت و یا منفی باشه که در صورت منفی بودن به اون زیان خالص گفته میشه. سود خالص معیار مهمی برای شناسایی شرکت‌های سودآوره. این معیار همچنین برای محاسبه سود هر سهم نیز مورد استفاده قرار میگیره. به همین دلیل، عموم مردم ممکنه به‌ جای واژه سود خالص از معادل ‌هایی مثل درآمد خالص شرکت، سود هر سهم و یا همون EPS استفاده کنن. شرکتی که در حال رشد درآمدها و یا کاهش هزینه‌ها باشه، در واقع در حال بهتر کردن سود خالص خودشه.

سود ناخالص چیست؟

سود ناخالص یا G oss P ofi هم میتونه برای هر شرکتی محاسبه بشه. شرکتها در بازه های زمانی مشخص و در هر دوره، میزان سود و ضررهاشونو اعلام میکنن. چیزی که برای سهامداران و سرمایه گذاران خیلی مهمه، میزان سود کسب شده شرکت در اون بازه زمانی هستش؛ اما باید دقت بشه که این سود خالص هست و یا ناخالص. اگه عواملی مثل هزینه های عملیاتی، سایر هزینه های مالی، مالیات و… از این میزان سود کسر نشه، به اون سود، سود ناخالص گفته میشه.

خوبه که درمورد انواع وضعیت نمادهای بورسی اطلاعات داشته باشی » انواع وضعیت نمادها در بورس

حاشیه سود ناخالص چیست؟

حاشیه سود ناخالص یا G oss P ofi Ma gi یکی از معیارهای سودآوره که نشون دهنده درصد درآمدیه که بیش از هزینه کالاهای فروخته شده، هستش. این حاشیه سود نشون میده که چطور تیم مدیریت اجرایی شرکت، موفق به تولید درآمد از هزینه هایی که در تولید محصولات و خدمات خود انجام میدن، میشن. به طور خلاصه هر کاربردهای حاشیه سود خالص چی این عدد بیشتر باشه، مدیریت شرکت در زمینه سودسازی از هر واحد دلار، کارآمدتر به نظر میرسه.حاشیه سود ناخالص با استفاده از کل درآمد شرکت، منحصرا هزینه کالاهای فروخته شده یا COGS محاسبه میشه و تفاوتش رو با درآمد کل شرکت میسنجن. معمولا حاشیه سود ناخالص رو هم به صورت درصد نشون میدن. COGS مبلغیه که شرکت برای تولید کالاها و یا خدماتی که اون رو به فروش میرسونه، هزینه میکنه.

کاربردهای حاشیه سود

در سطوح ابتدائی، حاشیه سود پائین میتونه این ‌طور تعبیر بشه که سوددهی شرکت چندان ایمن نیست. اگه شرکتی با حاشیه سود پائین، کاهشی در فروش تجربه کنه، حاشیه سود اون حتی بیشتر کاهش پیدا میکنه که ممکنه به حاشیه سودی بسیار پائین، خنثی و یا حتی منفی منجر بشه. حاشیه سود پائین میتونه به نکات خاصی درباره صنعتی که یک شرکت در اون فعالیت داره و یا شرایط کلان اقتصادی اشاره کنه. به طور مثال، اگه حاشیه سود یک شرکت کم باشد، میتونه نشون دهنده این باشه که فروش کمتری از سایر شرکتها در همون صنعت داشته و یا اینکه صنعتی که شرکت در اون فعالیت داره، خودش از شرایط وخیمی رنج میبره.همچنین مخارج بالا نسبت به درآمد که حاشیه سود پائین رو نشون میده، ممکنه نشانگر این باشه که شرکت احتمالا به خاطر مشکلات مدیریتی، در حال تقلا برای پائین نگه ‌داشتن هزینه هاست. مخارج بالا ممکنه به دلایل مختلفی اتفاق بیفته؛ مثلا شرکت به نسبت فروشش موجودی کالای زیادی داره و یا اینکه کارمندان زیادی استخدام کرده و یا در فضای بیش ‌از حد بزرگی فعالیت میکنه و در نتیجه مجبوره پول اجاره زیادی بپردازه و خیلی دلایل دیگه؛ از طرفی حاشیه سود بالا نشانگر شرکتی سودآوره که کنترل بهتری بر هزینه‌ هاش داره. حاشیه سود همچنین میتونه جنبه‌های خاصی از استراتژی قیمت گذاری یک شرکت رو مشخص کنه. به طور مثال حاشیه سود پائین ممکنه نشون بده که شرکت کالاهای خودش رو کمتر قیمت گذاری کرده.همچنین برای محاسبه حاشیه سود خالص به اطلاعات و صورتهای مالی میان دوره ای ماهانه، ۳ ماهه، ۶ ماهه و یا یکساله شرکت مورد نظر نیاز داریم. این اطلاعات و صورتهای مالی هم در سایت خود شرکت و هم در سامانه کدال به نشانی Codal.i موجوده.

محدودیت های حاشیه سود

اگرچه حاشیه سود میتونه برای مقایسه شرکتها با یکدیگر بسیار مفید باشه اما افراد باید از این معیار فقط در جهت مقایسه شرکتهایی که در یک صنعت و یک گروه و با مدل‌ های کسب و کار و سطح درآمدی یکسان هستن، استفاده کنن. شرکتها در صنایع متفاوت اغلب مدل های کسب و کار مختلف با حاشیه سودهای گوناگون دارن؛ به همین دلیل تفسیر مقایسه ‌ای بین حاشیه‌های سود آن‌ها تقریبا امری بی ‌معنیه.به طور مثال، شرکت‌هایی که اجناس لوکس میفروشن اغلب درصد سود بالایی در اجناس دارند؛ در حالی ‌که موجودی کالا و هزینه سربار کمی دارن و یا درآمد متوسطی دارن اما از حاشیه سود بالایی برخوردارن. از طرفی، شرکتهای تولید کننده کالاهای اساسی، به دلیل نیاز به نیروی کار و فضای بیشتر، درصد سود کمی داشته و موجودی کالا و هزینه سربار نسبتا بالایی دارن؛ همین‌طور ممکنه این شرکتها درآمد بالایی داشته باشن اما از حاشیه سود پائینی برخوردارن.

در رابطه با اوراق بدهی و انواعش اطلاعاتی نداری؟ » همه چیز در رابطه با اوراق بدهی

نتیجه گیری

خب دوستان، در این مقاله هم به مبحث مهمی پرداختیم که شاید برای خیلی از تازه واردای این بازار هنوز ناشناخته هست. امیدواریم این مقاله هم نظرتونو جلب کرده باشه و در ادامه راه بهتون کمک کنه. خوشحال میشیم که دیدگاه تونو برامون بنویسید. تیم آموزشی بورس فا همواره موفقیت و رزقی پر رونق رو براتون آرزومنده؛

سوالات متداول در رابطه با حاشیه سود خالص

به‌ طورکلی حاشیه سود برابر است با نسبت سود به فروش شرکت.

به باقیمانده مجموع درآمدها پس از کسر هزینه های عملیاتی، سایر هزینه های مالی و مالیات گفته میشه.

حاشیه سود خالص حاشیه سود ناخالص حاشیه سود عملیاتی حاشیه سود قبل از مالیات.

حاشیه سود ناخالص

نظرات بسته شده اند

آخرین مطالب سایت

  • نتیجه نهایی بازی پرسپولیس و آلومینیوم اراک
  • شویلی کشتی
  • تطمئن القلوب
  • شماره ۶ پرسپولیس
  • دیدار پرسپولیس امروز
  • پرسپولیس خلاصه بازی
  • خلاصه بازی امروز پرسپولیس آلومینیوم
  • خلاصه بازی پرسپولیس آلومینیوم اراک امروز
  • خلاصه بازی پرسپولیس المینیوم
  • ترکیب سپاهان مقابل گل گهر سیرجان
  • تتو سحر قریشی
  • مدل کت و دامن
  • جهاد با نفس
  • نتیجه بازی سپاهان و کاربردهای حاشیه سود خالص گل گهر امروز
  • نتیجه بازی پرسپولیس و الومینیوم اراک
  • خبرگزاری رسا
  • گل گهر سپاهان
  • سپاهان و گل گهر
  • بازی گل گهر سپاهان
  • پخش زنده سپاهان گل گهر

تمامی مطالب سایت توسط ربات جمع آوردی شده است در صورت نارضایتی از طریق تماس با ما در ارتباط باشید تا تمامی محتویات سایت شما حذف شود .

کاربردهای حاشیه سود خالص

با نسبت های مالی آشنا شوید با نسبت های مالی آشنا شوید

نسبت های مالی مقادیر عددی هستند که به منظور بدست آوردن اطلاعات معنادار، از صورتهای مالی یک شرکت استخراج می شوند. اعداد استخراج شده از صورتهای مالی شرکت مانند ترازنامه؛ صورت سود و زیان و صورت جریان نقدینگی؛ برای آنالیزهای مقداری و ارزیابی نقدینگی، رشد، حاشیه سود؛ سودآوری ؛ نرخ بازگشت؛ کاربردهای حاشیه سود خالص ارزش گذاری و غیره استفاده می شود.

نسبت های مالی به دسته بندی های اصلی زیر تقسیم بندی می شوند:

- نسبت ارزش بازار

کاربردها و کاربران تحلیل نسبت های مالی

تحلیل نسبت های مالی دو هدف اساسی را دنبال می کند:

1. پیگیری عملکرد شرکت

تعیین نسبت های مالی در هر دوره و پیگیری تغییر مقادیر آنها در طول دوره، به منظور کشف سرنخ هایی است که موجب پیشرفت موسسه می شود. برای مثال یک افزایش نرخ بدهی-به-دارایی می تواند نشان دهنده ی زیربار بودن شرکت با بدهی باشد و در نهایت آن موسسه را با خطر ورشکستگی مواجه شود.

2. امکان مقایسه عملکرد شرکت

مقایسه ی نسبت های مالی با رقبای اصلی به منظور شناسایی اینکه کدام قسمت شرکت عملکرد بهتر یا بدتری نسبت به میانگین صنعت مربوطه دارد؛ کاربرد دارد. برای مثال مقایسه ی بازده دارایی بین شرکت ها به یک تحلیلگر یا سرمایه گذار کمک می کند که چه دارایی هایی از شرکت به طور موثری مورد استفاده قرار می گیرد.

استفاده کنندگان از نسبت های مالی شامل استفاده کنندگان داخلی و خارجی می باشند:

استفاده کنندگان خارجی : تحلیلگران مالی؛ سرمایه گذاران خرده فروشی؛ اعتباردهندگان، رقبا؛ مقامات مالیاتی؛ مقامات نظارتی و ناظران صنعت

استفاده کنندگان داخلی: مدیر تیم، کارمندان و مالکان

نسبت های نقدینگی

نسبت های نقدینگی نسبت های مالی هستند که توانایی یک شرکت را برای پاسخ به تعهدات بلندمدت و کوتاه مدت اندازه گیری می کنند. نسبت های نقدینگی متداول عبارتند از:

نسبت جاری توانایی شرکت در پرداخت بدهی های کوتاه مدت با دارایی های جاری را اندازه گیری می کند:

نسبت جاری= دارایی های جاری/ بدهی های جاری

نسبت سریع /آنی acid-test : توانایی شرکت در پرداخت بدهی های بلند مدت را با دارایی های زودنقدشونده ارزیابی میکند:

نسبت آنی = دارایی های جاری – موجودی انبار/بدهی های جاری

نسبت نقدینگی توانایی یک شرکت در پرداخت بدهی های کوتاه مدت با پول نقد و معادل آن را ارزیابی میکند:

نسبت نقدینگی = پول نقد و معادل آن / بدهی های جاری

نسبت جریان نقدینگی عملیاتی اندازه گیری تعداد دفعاتی است که شرکت می تواند بدهی های جاری اش را با وجه نقد دریافت شده در دوره مالی پرداخت کند:

نسبت جریان نقدینگی عملیاتی = جریان نقدینگی عملیاتی / بدهی های جاری

نسبت های مالی اهرم

نسبت های مالی اهرم مقدار سرمایه دریافت شده از بدهی را اندازه گیری می کنند. به عبارتی دیگر نسبت های مالی اهرم به منظور ارزیابی سطح بدهی شرکت استفاده می شوند. نسبت های مالی اهرم عبارتند از:

نسبت بدهی = مجموع بدهی ها/ کل دارایی ها

نسبت بدهی به سهم، وزن کل بدهی و بدهی های مالی را به ازاء سهم صاحبان سهام محاسبه میکند:

نسبت بدهی به سهام = کل بدهی ها / حقوق صاحبان سهام

نسبت پوشش بهره تعیین می کند که یک شرکت به چه آسانی می تواند هزینه ی بهره را بپردازد:

نسبت پوشش بهره = درآمد عملیاتی/هزینه های بهره

نسبت پوشش خدمات به بدهی مشخص می کند که یک شرکت چگونه می تواند بدهی های خود را در برابر تعهدات بپردازد:

نسبت پوشش خدمات به بدهی = درآمد عملیاتی / کل خدمات بدهی

نسبت های بهره وری

نسبت های بهره وری که به نسبت های مالی فعالیت نیز معروف است به منظور اندازه گیری اینکه یک شرکت چقدر از دارایی ها و منابع خود استفاده میکند، استفاده می شود. نسبت های بهره وری متداول عبارتند از:

نسبت گردش دارایی توانایی شرکت برای فروش دارایی های خود را اندازه گیری می کند:

نسبت گردش دارایی = فروش خالص / مجموع دارایی ها

نسبت گردش انبار تعداد دفعاتی که در یک دوره مالی موجودی کالا فروخته می شود و جایگزین می شود را اندازه گیری می کند:

نسبت گردش انبار = هزینه ی کالای فروخته شده / میانگین موجودی کالا

نسبت گردش کاربردهای حاشیه سود خالص حسابهای دریافتنی تعداد دفعاتی در دوره مالی است که یک شرکت می تواند دریافتی ها را به وجه نقد تبدیل کند :

نسبت گردش حسابهای دریافتنی = فروش اعتباری خالص / میانگین حساب های دریافتنی

نسبت روزهای فروش در انبار، میانگین تعداد روزهایی است که یک شرکت می تواند انبار خود را قبل از فروش محصولات کاربردهای حاشیه سود خالص به مشتریان نگه دارد:

نسبت روزهای فروش در انبار = 365 روز/ نسبت گردش انبار

نسبت های سوددهی

نسبت های سوددهی توانایی شرکت برای تولید درآمد مرتبط با عملکرد و سودسهام ، دارایی های ترازنامه ؛ هزینه های عملیاتی و سهام را اندازه گیری می کند. نسبت های مالی سودهی متداول عبارتند از:

نسبت سود ناخالص ؛ سود ناخالص یک شرکت را با فروش خالص مقایسه می کند تا میزان سود یک شرکت پس از پرداخت بهای تمام شده ی کالای فروش رفته نشان داده شود:

نسبت سود ناخالص = سود ناخالص / فروش خالص

نسبت حاشیه عملیاتی، درآمد عملیاتی یک شرکت را با فروش خالص مقایسه می کند تا بهره وری عملیاتی مشخص شود:

نسبت حاشیه عملیاتی = درآمد عملیاتی / فروش خالص

نسبت بازگشت دارایی، میزان بهره وری و کارایی یک شرکت را در استفاده از دارایی ها برای ایجاد سود را اندازه گیری می کند:

نسبت بازگشت دارایی = درآمد خالص / کل دارایی ها

نسبت های ارزش بازار

نسبت های ارزش بازار به منظور ارزیابی قیمت سهم هر سهامدار شرکت استفاده می شود. انواع متداول نسبت های ارزش بازار عبارتند از:

نسبت ارزش دفتري به نسبت سهم ، ارزش هر سهم یک شرکت را بر مبنای سهم سهامداران محاسبه می کند:

نسبت ارزش دفتری به نسبت سهم = حقوق صاحبان سهام / کل سهام در دست سهامداران

نسبت عملکرد سود سهام؛ میزان سود سهام نسبت به سهامداران را نسبت به ارزش بازار در هر سهم اندازه گیری می کند:

نسبت سود سهام = سود سهام به ازا هر سهم / قیمت سهام

نسبت درآمد به ازاء هر سهم، میزان درآمد خالص هر سهم به ازاء سهام در دست سهامداران را اندازه گیری میکند.

نسبت درآمد به ازای هر سهم = سود خالص / مجموع سهام در دست سهامداران

بررسی تأثیر حاشیه سود خالص بر سودآوری شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران

کنفرانس جهانی مدیریت، اقتصاد حسابداری و علوم انسانی در آغاز هزاره سوم

خرید و دانلود فایل مقاله

با استفاده از پرداخت اینترنتی بسیار سریع و ساده می توانید اصل این مقاله را که دارای 15 صفحه است به صورت فایل PDF در اختیار داشته باشید.

مشخصات نویسندگان مقاله بررسی تأثیر حاشیه سود خالص بر سودآوری شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران

شمس الدین جمالی نصاری - گروه مدیریت، واحد شیروان و چرداول، دانشگاه آزاد اسلامی، شیروان و چرداول، ایران

چکیده مقاله :

سود از جمله اطلاعات با اهمیت در تصمیمات اقتصادی و به عنوان راهنمای پرداخت سود تقسیمی به شمار می رود، در نتیجه شناسایی عوامل درونی و بیرونی تاثیرگذار بر آن از اهمیت بسزایی برخوردار می باشد و می تواند قدرت پیش بینی کنندگی برای سرمایه گذار فراهم می آورد. هدف این پژوهش بررسی تأثیر حاشیه سود خالص بر سودآوری شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می باشد. این پژوهش ازمنظر هدف کاربردی، از نظر منطق اجرای پژوهش توصیفی - پیمایشی و از نظر ارتباط بین متغیرها از نوع همبستگی است. در این پژوهش از روش داده های تابلویی جهت تخمین مدل استفاده شده است. روش شناسی پژوهش کاربردهای حاشیه سود خالص از نوع پس رویدادی ( از طریق استفاده از اطلاعات گذشته ) است. برای انجام پژوهش از آزمون های آماری، آزمون های همبستگی و رگرسیون چند متغیره و در صورت لزوم از آزمون های تفاوت معناداری T استفاده می گردد. جامعه آماری این پژوهش مشتمل بر شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می باشد و روش نمونه گیری، روش حذفی است. بدین صورت که نمونه آماری مورد آزمون قرار می گیرد سپس مشخصات جامعه آماری از طریق نمونه آماری استنباط می شود. در این پژوهش برای آزمون فرضیه از نرم افزار آماری Eviews استفاده شده است. نتایج پژوهش حاکی از آن است که حاشیه سود خالص بر سودآوری شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران تأثیر معنی داری دارد.

کلیدواژه ها:

کد مقاله /لینک ثابت به این مقاله

کد یکتای اختصاصی (COI) این مقاله در پایگاه سیویلیکا MEAHBTM01_104 میباشد و برای لینک دهی به این مقاله می توانید از لینک زیر استفاده نمایید. این لینک همیشه ثابت است و به عنوان سند ثبت مقاله در مرجع سیویلیکا مورد استفاده قرار میگیرد:

نحوه استناد به مقاله :

در صورتی که می خواهید در اثر پژوهشی خود به این مقاله ارجاع دهید، به سادگی می توانید از عبارت زیر در بخش منابع و مراجع استفاده نمایید:

ربیع بیگی، حامد و جمالی نصاری، شمس الدین و حیدری نژاد، قدرات اله و صیدخانی، رضا،1395،بررسی تأثیر حاشیه سود خالص بر سودآوری شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران،کنفرانس جهانی مدیریت، اقتصاد حسابداری و علوم انسانی در آغاز هزاره سوم،شیراز،https://civilica.com/doc/524564


در داخل متن نیز هر جا که به عبارت و یا دستاوردی از این مقاله اشاره شود پس از ذکر مطلب، در داخل پارانتز، مشخصات زیر نوشته می شود.
برای بار اول: ( 1395، ربیع بیگی، حامد؛ شمس الدین جمالی نصاری و قدرات اله حیدری نژاد و رضا صیدخانی )
برای بار دوم به بعد: ( 1395، ربیع بیگی؛ جمالی نصاری و حیدری نژاد و صیدخانی )
برای آشنایی کامل با نحوه مرجع نویسی لطفا بخش راهنمای سیویلیکا (مرجع دهی) را ملاحظه نمایید.

مراجع و منابع این مقاله :

لیست زیر مراجع و منابع استفاده شده در این مقاله را نمایش می دهد. این مراجع به صورت کاملا ماشینی و بر اساس هوش مصنوعی استخراج شده اند و لذا ممکن است دارای اشکالاتی باشند که به مرور زمان دقت استخراج این محتوا افزایش می یابد. مراجعی که مقالات مربوط به آنها در سیویلیکا نمایه شده و پیدا شده اند، به خود مقاله لینک شده اند :

  • مزروعی راد، امین، صالحی، حمیدرضا و شوروزی، محمدرضا، تاثیر خدمات .
  • سجادی، حسین و همکاران، عوامل موثر بر سودآوری شرکت‌های پذیرفته‌شده .
  • تقفی، علی و آقایی، محمدعلی، _ بررسی‌های رفتار سود حسابداری، .
  • صحت، سعید، کاربردهای حاشیه سود خالص شریعت پناهی، سیدمجتبی و مسافری راد، فراز، رابطه .
  • مهرانی، ساسان و مهرانی، کاوه، ربطه بین نسبت‌های سودآوری و .
  • نمازی، محمد و شیر زاده، جلال، بررسی رطه ساختار سرمایه .
  • اکبری، مرتضی، متغیرهای موثر بر اعتبار پیش‌بینی سود توسط مدیریت، .
  • باقر زاده خواجه، مجید و فیضی، اصغر، بررسی ربطه بین .
  • خاکی، غلامرضا، 1388، روش تحقیق با رویکردی به پایان نامه .
  • آذر، عادل و مومنی، منصور، 1385، آمار و کاربرد آن .
  • پورحیدری، امید، افلاطونی، عباس و نیک بخت، زهرا، بررسی توانایی .
  • Yoon, P.S & Starks, L.T. (1995). Signaling, Investment Opportunities, and .
  • Hui Wang, M., Chin-Yi, M., Yang Liu, D., Yen-S. (2011). .
  • Panigrahi, A, K. (2013). Relationship between inventory management and profitability: .
  • Ashiq, Ali (1994); the incremental information content of earning working .
  • Feeny, S. (2000). Determinants of profitability: An Empirical Investigation using .
  • Fernandez, P (2013). Cash flow is a Fact. Net income .
  • Ferdinand A.Gul & Judi S.L.Tsui, (1998), کاربردهای حاشیه سود خالص A test of the .
  • Chen, J., Strange, R. (2005). Determinants of Capital Structure: Evidence .
  • Claver, E., Molina, J., & Tari, J. (2011). Firm and .

مدیریت اطلاعات پژوهشی

اطلاعات استنادی این مقاله را به نرم افزارهای مدیریت اطلاعات علمی و استنادی ارسال نمایید و در تحقیقات خود از آن استفاده نمایید.

کاربردهای حاشیه سود خالص

با نسبت های مالی آشنا شوید با نسبت های مالی آشنا شوید

نسبت های مالی مقادیر عددی هستند که به منظور بدست آوردن اطلاعات معنادار، از صورتهای مالی یک شرکت استخراج می شوند. اعداد استخراج شده از صورتهای مالی شرکت مانند ترازنامه؛ صورت سود و زیان و صورت جریان نقدینگی؛ برای آنالیزهای مقداری و ارزیابی نقدینگی، رشد، حاشیه سود؛ سودآوری ؛ نرخ بازگشت؛ ارزش گذاری و غیره استفاده می شود.

نسبت های مالی به دسته بندی های اصلی زیر تقسیم بندی می شوند:

- نسبت ارزش بازار

کاربردها و کاربران تحلیل نسبت های مالی

تحلیل نسبت های مالی دو هدف اساسی را دنبال می کند:

1. پیگیری عملکرد شرکت

تعیین نسبت های مالی در هر دوره و پیگیری تغییر مقادیر آنها در طول دوره، به منظور کشف سرنخ هایی است که موجب پیشرفت موسسه می شود. برای مثال یک افزایش نرخ بدهی-به-دارایی می تواند نشان دهنده ی زیربار بودن شرکت با بدهی باشد و در نهایت آن موسسه را با خطر ورشکستگی مواجه شود.

2. امکان مقایسه عملکرد شرکت

مقایسه ی نسبت های مالی با رقبای اصلی به منظور شناسایی اینکه کدام قسمت شرکت عملکرد بهتر یا بدتری نسبت به میانگین صنعت مربوطه دارد؛ کاربرد دارد. برای مثال مقایسه ی بازده دارایی بین شرکت ها به یک تحلیلگر یا سرمایه گذار کمک می کند که چه دارایی هایی از شرکت به طور موثری مورد استفاده قرار می گیرد.

استفاده کنندگان از نسبت های مالی شامل استفاده کنندگان داخلی و خارجی می باشند:

استفاده کنندگان خارجی : تحلیلگران مالی؛ سرمایه گذاران خرده فروشی؛ اعتباردهندگان، رقبا؛ مقامات مالیاتی؛ مقامات نظارتی و ناظران صنعت

استفاده کنندگان داخلی: مدیر تیم، کارمندان و مالکان

نسبت های نقدینگی

نسبت های نقدینگی نسبت های مالی هستند که توانایی یک شرکت را برای پاسخ به تعهدات بلندمدت و کوتاه مدت اندازه گیری می کنند. نسبت های نقدینگی متداول عبارتند از:

نسبت جاری توانایی شرکت در پرداخت بدهی های کوتاه مدت با دارایی های جاری را اندازه گیری می کند:

نسبت جاری= دارایی های جاری/ بدهی های جاری

نسبت سریع /آنی acid-test : توانایی شرکت در پرداخت بدهی های بلند مدت را با دارایی های زودنقدشونده ارزیابی میکند:

نسبت آنی = دارایی های جاری – موجودی انبار/بدهی های جاری

نسبت نقدینگی توانایی یک شرکت در پرداخت بدهی های کوتاه مدت با پول نقد و معادل آن را ارزیابی میکند:

نسبت نقدینگی = پول نقد و معادل آن / بدهی های جاری

نسبت جریان نقدینگی عملیاتی اندازه گیری تعداد دفعاتی است که شرکت می تواند بدهی های جاری اش را با وجه نقد دریافت شده در دوره مالی پرداخت کند:

نسبت جریان نقدینگی عملیاتی = جریان نقدینگی عملیاتی / بدهی های جاری

نسبت های مالی اهرم

نسبت های مالی اهرم مقدار سرمایه دریافت شده از بدهی را اندازه گیری می کنند. به عبارتی دیگر نسبت های مالی اهرم به منظور ارزیابی سطح بدهی شرکت استفاده می شوند. نسبت های مالی اهرم عبارتند از:

نسبت بدهی = مجموع بدهی ها/ کل دارایی ها

نسبت بدهی به سهم، وزن کل بدهی و بدهی های مالی را به ازاء سهم صاحبان سهام محاسبه میکند:

نسبت بدهی به سهام = کل بدهی ها / حقوق صاحبان سهام

نسبت پوشش بهره تعیین می کند که یک شرکت به چه آسانی می تواند هزینه ی بهره را بپردازد:

نسبت پوشش بهره = درآمد عملیاتی/هزینه های بهره

نسبت پوشش خدمات به بدهی مشخص می کند که یک شرکت چگونه می تواند بدهی های خود را در برابر تعهدات بپردازد:

نسبت پوشش خدمات به بدهی = درآمد عملیاتی / کل خدمات بدهی

نسبت های بهره وری

نسبت های بهره وری که به نسبت های مالی فعالیت نیز معروف است به منظور اندازه گیری اینکه یک شرکت چقدر از دارایی ها و منابع خود استفاده میکند، استفاده می شود. نسبت های بهره وری متداول عبارتند از:

نسبت گردش دارایی توانایی شرکت برای فروش دارایی های خود را اندازه گیری می کند:

نسبت گردش دارایی = فروش خالص / مجموع دارایی ها

نسبت گردش انبار تعداد دفعاتی که در یک دوره مالی موجودی کالا فروخته می شود و جایگزین می شود را اندازه گیری می کند:

نسبت گردش انبار = هزینه ی کالای فروخته شده / میانگین موجودی کالا

نسبت گردش حسابهای دریافتنی تعداد دفعاتی در دوره مالی است که یک شرکت می تواند دریافتی ها را به وجه نقد تبدیل کند :

نسبت گردش حسابهای دریافتنی = فروش اعتباری خالص / میانگین حساب های دریافتنی

نسبت روزهای فروش در انبار، میانگین تعداد روزهایی است که یک شرکت می تواند انبار خود را قبل از فروش محصولات به مشتریان نگه دارد:

نسبت روزهای فروش در انبار = 365 روز/ نسبت گردش انبار

نسبت های سوددهی

نسبت های سوددهی توانایی شرکت برای تولید درآمد مرتبط با عملکرد و سودسهام ، دارایی های ترازنامه ؛ هزینه های عملیاتی و سهام را اندازه گیری می کند. نسبت های مالی سودهی متداول عبارتند از:

نسبت سود ناخالص ؛ سود ناخالص یک شرکت را با فروش خالص مقایسه می کند تا میزان سود یک شرکت پس از پرداخت بهای تمام شده ی کالای فروش رفته نشان داده شود:

نسبت سود ناخالص = سود ناخالص / فروش خالص

نسبت حاشیه عملیاتی، درآمد عملیاتی یک شرکت را با فروش خالص مقایسه می کند تا بهره وری عملیاتی مشخص شود:

نسبت حاشیه عملیاتی = درآمد عملیاتی / فروش خالص

نسبت بازگشت دارایی، میزان بهره وری و کارایی یک شرکت را در استفاده از دارایی ها برای ایجاد سود را اندازه گیری می کند:

نسبت بازگشت دارایی = درآمد خالص / کل دارایی ها

نسبت های ارزش بازار

نسبت های ارزش بازار به منظور ارزیابی قیمت سهم هر سهامدار شرکت استفاده می شود. انواع متداول نسبت های ارزش بازار عبارتند از:

نسبت ارزش دفتري به نسبت سهم ، ارزش هر سهم یک شرکت را بر مبنای سهم سهامداران محاسبه می کند:

نسبت ارزش دفتری به نسبت سهم = حقوق صاحبان سهام / کل سهام در دست سهامداران

نسبت عملکرد سود سهام؛ میزان سود سهام نسبت به سهامداران را نسبت به ارزش بازار در هر سهم اندازه گیری می کند:

نسبت سود سهام = سود سهام به ازا هر سهم / قیمت سهام

نسبت درآمد به ازاء هر سهم، میزان درآمد خالص هر سهم به ازاء سهام در دست سهامداران را اندازه گیری میکند.

نسبت درآمد به ازای هر سهم = سود خالص / مجموع سهام در دست سهامداران

حاشیه سود ناخالص چیست؟

حاشیه سود ناخالص یک معیار سودآوری است که نشان دهنده درصد درآمد است که بیش از هزینه کالاهای فروخته شده است. این نشان می دهد که چگونه یک تیم مدیریت اجرایی شرکت موفق به تولید درآمد از هزینه هایی که در تولید محصولات و خدمات خود درگیر هستند. به طور خلاصه، این عدد بیشتر است، مدیریت کارآمدتر در تولید سود برای هر دلار از هزینه کار است.

حاشیه سود ناخالص با استفاده از کل درآمد منحصرا هزینه کالاهای فروخته شده (COGS) محاسبه می شود و تفاوت را با درآمد کل تقسیم می کند. نتیجه حاشیه ناخالص معمولا با 100 افزایش می یابد تا این رقم را به عنوان یک درصد نشان دهد. COGS مبلغی است که شرکت برای تولید کالاها یا خدماتی که آن را به فروش می رساند هزینه می شود.

حاشیه سود ناخالص

چندین لایه سودآوری وجود دارد که تحلیلگران برای ارزیابی عملکرد یک شرکت نظیر سود ناخالص، سود عملیاتی و درآمد خالص نظارت می کنند. هر سطح اطلاعاتی در مورد سودآوری شرکت ارائه می دهد. سود ناخالص، سطح اول سودآوری، به تحلیلگران می گوید که چطور یک شرکت در ایجاد یک محصول یا ارائه خدمات در مقایسه با رقبا است. حاشیه سود ناخالص، که به صورت درآمد ناخالص تقسیم بر درآمد محسوب می شود، کاربردهای حاشیه سود خالص به تحلیلگران اجازه می دهد که مدل های تجاری را با یک استاندارد قابل اندازه گیری مقایسه کنند.

بدون مزیت ناخالص کافی، یک شرکت نمی تواند هزینه های عملیاتی خود را پرداخت کند. به طور کلی، حاشیه سود ناخالص شرکت باید پایدار باشد، مگر اینکه تغییری در مدل کسب و کار شرکت داشته باشد. به عنوان مثال، هنگامی که شرکت ها بعضی از تابع های زنجیره تامین را خودکار می کنند، سرمایه گذاری اولیه ممکن است بالا باشد؛ با این حال، هزینه کالاهای فروخته شده به علت هزینه های پایین تر کارایی بسیار پایین است.

تغییرات صنعت در تنظیمات و یا حتی تغییر در استراتژی قیمت گذاری شرکت ممکن است حاشیه سود را در اختیار بگیرد. اگر یک شرکت محصولات خود را با یک حق بیمه در بازار به فروش برساند، همه چیز دیگر برابر است، آن دارای حاشیه نزولی بیشتری است. اگر قیمت بیش از حد بالا باشد، مشتریان ممکن است محصول را خریداری نکنند.

مثال حاشیه سود ناخالص

تحلیلگران از حاشیه سود ناخالص برای مقایسه مدل های تجاری با رقبا استفاده می کنند. شرکت های کارآمد تر و یا بالاتر از آن، حاشیه سود بیشتری را مشاهده می کنند. به عنوان مثال، اگر شما دو شرکت داشته باشید که هر دو ویجت می سازند و یک شرکت می تواند ویجت ها را با یک پنجم هزینه در یک زمان مشابه ایجاد کند، این شرکت در بازار حاشیه سود دارد. این شرکت راه را برای کاهش هزینه های کالای فروخته شده توسط رقیب خود کشف کرده است. برای جبران کسری درآمد ناخالص، رقیب با دو برابر شدن قیمت محصول خود، که باید درآمد را افزایش دهد، شمارش می کند. متاسفانه، قیمت فروش را افزایش خواهد داد اما تقاضا را کاهش داد، زیرا مشتریان نمیخواستند قیمت محصول دو برابر شود. رقیب حاشیه سود و سهم بازار را از دست داد.

فرض کنید شرکت ABC 20 میلیون دلار درآمد حاصل از تولید ویدجت ها را کسب کرده و 10 میلیون دلار هزینه های مربوط به COGS را به همراه داشته است. سود ناخالص ABC 20 میلیون دلار منهای 10 میلیون دلار است. در واقع می توان حاشیه ناخالص به عنوان سود ناخالص $ 10 میلیون تقسیم بر 20 میلیون $ است که 0.50 یا 50 درصد را محاسبه کند. این بدان معنی است که ABC 50 سنت را به حاشیه سود می پردازد.

حاشیه سود ناخالص

تفاوت بین حاشیه سود ناخالص و حاشیه سود خالص چیست؟

حاشیه سود ناخالص و حاشیه سود خالص دو نسبت سودآوری جداگانه است که برای ارزیابی ثبات مالی شرکت و سلامت کلی استفاده می شود.

حاشیه سود یک درصد اندازه گیری سود است، بیانگر میزانی است که شرکت برای هر دلار از فروش به دست می آورد. اگر یک شرکت برای هر فروش پول بیشتری به دست آورد، حاشیه سود بالاتری دارد.

حاشیه سود خالص در برابر سود ناخالص

مهم است که تفاوت بین شرایط نام تجاری سود و سود ناخالص را بدانید. حاشیه سود ناخالص به عنوان یک درصد نشان داده شده است، در حالی که سود خالص یک مقدار مطلق است.

سود ناخالص، درآمد مطلق از درآمدی است که یک شرکت فراتر از هزینه های تولید مستقیم آن تولید می کند. بنابراین، ارائه یک جایگزین از معادله سود ناخالص، درآمد ناخالص به درآمد کل تقسیم می شود.

شکل سود ناخالص از کاربرد کمی تحلیلی است زیرا تعداد آن را در انزوا ارائه می دهد، نه به ارائه یک رقم محاسبه شده در رابطه با هزینه ها و درآمد. بنابراین، حاشیه سود ناخالص برای تحلیلگران بازار و سرمایه گذاران بیشتر است.

برای نشان دادن تفاوت، شرکتی را که سود ناخالص یک میلیون دلار را نشان می دهد، در نظر بگیرید. در نگاه اول، شکل سود ممکن است چشمگیر باشد، اما اگر حاشیه ناخالص برای این شرکت تنها 1٪ باشد، پس فقط افزایش 2 درصدی هزینه های تولید به اندازه کافی است تا شرکت پول را از دست بدهد.

سود ناخالص و حاشیه سود تنها دو اندازه گیری سودآوری است. همانطور که در ادامه خواهیم دید، حاشیه سود خالص، که شامل کل هزینه های شرکت می شود، استاندارد قطعی است، و تحلیل دقیق آن توسط تحلیلگران و سرمایه گذاران انجام می شود.

حاشیه سود خالص نسبت سود خالص به درآمد برای یک شرکت یا بخش تجاری است. به عنوان یک درصد بیان می شود، حاشیه سود خالص نشان می دهد که هر دلار از یک شرکت به عنوان درآمد به سود حاصل می شود.

سودآوری خالص یک تمایز مهم است زیرا افزایش درآمد لزوما به افزایش سودآوری نمی انجامد. سود خالص و سود ناخالص (درآمد منهای هزینه کالاها) منهای هزینه های عملیاتی و سایر هزینه های مانند مالیات و بهره پرداخت شده در بدهی است. اگرچه ممکن است پیچیده تر شود، سود خالص برای ما محاسبه می شود و در درآمد خالص، درآمد خالص نشان داده می شود.

مهم است توجه داشته باشیم که ممکن است یک شرکت حاشیه سود منفی داشته باشد. حاشیه سود خالص منفی زمانی اتفاق می افتد که یک شرکت در طول سه ماه یا سال سود خود (پول) را از کاربردهای حاشیه سود خالص دست بدهد، اما از دست دادن می تواند یک مسئله موقت برای این شرکت باشد. دلایل زیان می تواند افزایش هزینه های کار و مواد خام، دوره های رکود اقتصادی و معرفی ابزارهای تکنولوژیکی مخرب باشد که می تواند بر خط پایین شرکت تأثیر بگذارد.

سرمایه گذاران و تحلیل گران معمولا از حاشیه سود ناخالص و حاشیه سود خالص استفاده می کنند تا میزان کارایی مدیریت یک شرکت در سود آوری نسبت به هزینه های تولید کالاها و خدمات آنها را بدست آورند. بهتر است که حاشیه ها را در مقایسه با شرکت های مشابه در یک صنعت و چندین دوره برای بدست آوردن هر گونه روند، مقایسه کنید.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.